اختلال میل جنسی کم کار

اختلال میل جنسی کم کار

افراد مبتلا به اختلال میل جنسی کم کار به هیچ وجه حس جنسی ندارند و در آن ها تحریکی صورت نمی گیرد حتی علاقه ای به این ندارند که فعالیت جنسی داشته باشند. افراد مبتلا به میل جنسی کم کار به طور مستمر کمبود خیالپردازی و میل جنسی دارند. و این باعث میشود که فرد بسیار پریشانی و مشکلات فردی قابل ملاحظه ای داشته باشد. اختلال میل جنسی کم کار نباید در اثر تاثیر بیماری و یا مصرف مواد مخدر باشد.

افراد مبتلا به اختلال میل جنسی کم کار به طرز غیر عادی نسبت به روابط جنسی و حس جنسی بی میل هستند به طوری که انگار همچین حسی اصلا وجود ندارد. هیچ وقت در زندگی خودشان نیازی به اینکه با شخصی ارتباط جنسی داشته باشند را حس نمی کنند. هیچ گاه این افراد دغدغه ای برای جستجوی روابط جنسی ندارند و اینکه حتی خیالپردازی و تصور هم نمی کنند که این کار را بخواهند انجام بدهند.

علت اختلال میل جنسی کم کار به احتمال زیاد وجود مشکلات روانی دیگر  مثل افسردگی,آسیب های جنسی دیگر یا اینکه فرد نسبت به بدن خودش ناراضی است و یا عدم اعتماد به نفس و عزت نفس پایین است. بعضی از افراد به علت داشتن دوره هایی از استرس و یا مشکلات بین فردی به این اختلال مبتلا می شوند و نسبت به کسانی که از دوره نوجوانی به مسائل جنسی میل ندارند شایع تر است. چون بعضی از افراد مبتلا که این اختلال در آن ها مزمن شده از آغاز بلوغ علاقه ای به مسائل جنسی ندارند.

راه درمان دارو درمانی و آموزش های رفتاری و شناختی و روانکاوی است. که تاثیرات آنها تقریبا باید مکمل هم باشند. دارو درمانی و روان درمانی در این نوع اختلال ها باید در کنار هم و همزمان صورت بگیرد.

اطلاعات بیشتر

بلوغ دختران

بلوغ دختران

در بلوغ دختران از تغییرات ظاهری که او را هر روز بیشتر شبیه شما می کند گرفته تا تغییر خلق و احساسات و نگاهی که به دنیای اطرافش دارد را برای فرزند شما دشوار کند. دخترانی که از تغییرات بدن شان هیچ چیز نمی دانند، با تجربه هر کدام دچار ترس، اضطراب یا شرم می شوند و اگر شما با تزریق به موقع و درست اطلاعات به داد شان نرسید، بلوغ را سخت و هراس آور تجربه می کنند. برای شمایی که در جامعه ای سنتی رشد کرده اید و احتمالا خودتان هم بدون هیچ آگاهی به استقبال دوران بلوغ رفته اید، صحبت کردن درمورد این اتفاق می تواند عجیب و خجالت آور به نظر برسد. شاید ندانید که چه زمانی باید برای دادن اطلاعات درست به کودک تان پیش قدم شوید و با چه جملات و در چه شرایطی این گفت وگو را شروع کنید. ما همه چیزهایی که برای شروع این مکالمه به ظاهر دشوار باید بدانید را با شما درمیان می گذاریم.

وقتش شده با دخترتان درمورد بلوغ صحبت کنید

از همین امروز شروع کنید

هیچ وقت برای شناساندن بدن کودکان به آنها زود نیست. شما می توانید از سال های ابتدای کودکی فرزندتان، با او درمورد قسمت های خصوصی بدنش صحبت کنید. نام اندام های مختلف را به او آموزش دهید، بگویید نباید برخی قسمت ها را به کسی نشان دهد، از تفاوت های بدن آقایان و خانم ها برایش صحبت کنید و در آخر حتما توضیح دهید که وقتی به بلوغ نزدیک شود، بدنش با تغییراتی مواجه خواهد شد.

شاید در سال های ابتدای کودکی، نیاز چندانی به باز کردن این بحث ها وجود نداشته باشد و برای فرزندتان درک جزئیات دشوار باشد، اما هر چه فرزندتان بزرگ تر می شود، می توانید با جزئیات بیشتری برایش توضیح دهید که قرار است در بدنش چه اتفاقی بیفتد.

خودتان پیش قدم شوید

حتما نباید کودک تان با سوال پرسیدن از شما اطلاعات تازه را طلب کند. در هر سنی شما لازم است برخی آگاهی ها را به او بدهید و به سوالاتی که ممکن است در ذهنش باشد اما آنها را با شما در میان نگذارد، پاسخ دهید. حالا که در هر خانه ای امکان جست وجوی اطلاعات در اینترنت فراهم شده، اگر به اندازه کافی و به موقع به فرزندتان اطلاع ندهید، او با کمک اینترنت سراغ اطلاعاتی خواهد رفت که الزاما درست و مناسب نیستند.

اما شما می توانید با هم اطلاعات را در اینترنت جست وجو کنید و با وارد شدن به سایت ها و وبلاگ های معتبری که اطلاعات درست در آنها درج شده، همراه با فرزندتان آنچه باید بداند را بخوانید.

رژیم مناسب را انتخاب کنید

پس از مشورت با متخصص زنان، به فرزندتان بگویید که در این روزها و البته روزهای قبل از شروع عادت ماهانه باید از خوردن چه غذاهایی پرهیز کند. شما با معرفی خوراکی هایی که ممکن است عادت ماهانه دردناکی را برایش ایجاد کنند یا باعث بدبو شدن بدنش در این دوران شوند، می توانید فرزندتان را در انتخاب رژیم غذایی مناسب یاری دهید. دختر شما از زمانی که قاعدگی اش شروع می شود، باید به طور مرتب تحت نظر پزشک زنانی که برایش انتخاب کرده اید، باشد و با تشکیل پرونده در مطب یک متخصص زنان، در صورت لزوم همه مشکلاتی که تجربه می کند را با او در میان بگذارد.

به دنیای زن ها خوش آمدی

فرزند شما باید بفهمد که با شروع عادت ماهانه، بدنش به بدن یک زن کامل شبیه تر می شود و اگر هر ماه و در زمان مقرر این اتفاق را تجربه کند، می تواند خیالش درمورد سلامت اندام های زنانه درونی مثل رحم و تخمدان ها راحت باشد. برایش توضیح دهید که عادت ماهانه، گرچه گاهی می تواند دردناک باشد و او را چند ساعت یا چند روز بی حال کند، اما چه خدماتی به سلامتش می رساند. از فرزندتان بخواهید در صورت دیدن علایم مشکوک یا داشتن سوال های مختلف، حتما سراغ تان بیاید و همه چیز را از شما بپرسد.

هیچ چیز تغییر نمی کند

به دختر نوجوان تان توضیح دهید که تجربه عادت ماهانه، قرار نیست او را از حرکت بیندازد و خانه نشین کند. برایش درمورد یافته های محققان که می گویند خانم های ورزشکار بالاترین رکورد های شان را در این موقع از ماه به ثبت می رسانند صحبت کنید و بگویید که اگر با کمک متخصصان دردهایی که ممکن است سراغش بیاید را کنترل کند و با سالم کردن بدنش نشانه های آزار دهنده عادت ماهانه را از بین ببرد، می تواند در این روزها هم مثل تمام روزهای ماه پویا باشد.

بگویید از خودش محافظت کند

اصول بهداشتی را به فرزندتان آموزش دهید. از او بخواهید همیشه نوار بهداشتی در کیفش داشته باشد و طرز استفاده درست از آنها را هم به دخترتان یاد دهید. اگر او عادات ماهانه دردناکی را تجربه می کند، همیشه یکی، دو عدد مسکن که متخصص برایش تجویز کرده را در کیفش بگذارید تا در صورت روبه رو شدن با این اتفاق در خارج از خانه، بتواند دردش را کنترل کند. برایش توضیح دهید که به دلیل ترشح برخی هورمون ها در این دوران و البته دفع خون، بدنش بیشتر از روزهای دیگر مستعد گرفتن بوی بد می شود و می تواند با هر روز دوش گرفتن، استفاده از عطر و خوشبو کننده ها و البته تعویض به موقع نوار بهداشتی بدنش را خوشبو نگه دارد.

نگذارید بترسد

اگر دخترتان چیزی از تغییراتی که با رسیدن به بلوغ در بدنش اتفاق می افتد، نداند ممکن است به دلیل بزرگ شدن سینه هایش شرمنده شود و برای قرار نگرفتن در مرکز توجه دیگران، به هر طریقی که شده این برجستگی ها را پنهان کند. برای دخترانی که قبل از این دوران درمورد عادت ماهانه چیزی نشنیده اند، شروع این اتفاق و دیدن لباس خونی می تواند وحشت آور و سرشار از ترس و ابهام باشد.

اگر نمی خواهید فرزند شما شیرینی بلوغ را با تصورات ترسناکی که ممکن است برای خودش بسازد تلخ کند، قبل از اینکه دچار این اتفاق شود برایش موضوع را شرح دهید. با دخترتان درمورد عادت ماهانه و دلایل ایجادش صحبت کنید. شاید لازم باشد خودتان هم قبل از شروع گفت وگو کمی در این مورد مطالعه کنید تا اطلاعات بهتر و قابل درک تری را دراختیارش بگذارید.

اما آنچه مهم است، این است که به فرزندتان بفهمانید هیچ چیز خجالت آوری قرار نیست اتفاق بیفتد. برایش توضیح دهید که اگر وقتی دور از شماست دچار این اتفاق شد، جایی برای ترس و نگرانی وجود ندارد. در مدرسه اولیای مدرسه محرم راز او هستند و اگر در خانه یکی از اقوام است هم می تواند موضوع را با خانم خانه در میان بگذارد. به او بگویید که همه خانم ها این اتفاق را تجربه می کنند و می دانند که او در چه شرایطی قراردارد.

کمک بگیرید

همیشه نمی توانید به تنهایی از پس این گفت وگو که می تواند حتی خودتان را هم در صورت آماده نبودن مضطرب کند، بربیایید. گاهی به دلیل روشن کردن موضوع برای فرزندتان، چاره ای جز کمک گرفتن از دیگران ندارید. اگر شما پدر یک دختر نوجوان یا دختری که در آستانه بلوغ قرار دارد، هستید و در نبود مادر او مجبورید در چنین مواردی با فرزندتان صحبت کنید، خجالت را کنار بگذارید.

شما می توانید برخی اطلاعاتی که به دست آورده اید را با او به اشتراک بگذارید و درمورد اطلاعات جزئی تر از یکی از خانم های آگاه فامیل بخواهید که با دختر شما درمورد زنانگی اش و اتفاقاتی که با وارد شدن به دوره بلوغ قرار است تجربه کند، صحبت کند. درصورتی که احساس می کنید به همه سوال های فرزندتان نمی توانید پاسخ دهید یا تصور می کنید وارد شدن به دوران بلوغ برای او به بحرانی تبدیل شده که بخشی از شادی ها و آرامش او را گرفته، از یک روانشناس کمک بگیرید. مجبور نیستید همه این بار را به تنهایی به دوش بکشید.

خودتان را کنترل کنید

در بسیاری از موارد، بلوغ بیشتر از آنکه برای دختران نوجوان ترسناک و استرس زا باشد، مادران را آشفته می کند. مادرانی که همیشه نگران آسیب دیدن فرزند شان هنگام وارد شدن به یک مرحله تازه ای از رشد هستند، با دیدن علایم بالغ شدن دخترشان دچار اضطراب می شوند و از اینکه نتوانند بهترین برخورد را برای مواجه شدن او با این وضعیت تازه به فرزندشان آموزش دهند، آشفته می شوند. برای آرام کردن فرزندتان، پیش از هر کاری باید خودتان را آرام کنید.

مطالعه درمورد بلوغ را شروع کنید و حواس تان باشد از منابع معتبر کمک بگیرید. بلوغ غیر از جوش صورت و علامت های جسمانی و بداخلاقی، نشانه های دیگری هم دارد و اگر با کمک منابع معتبر این نشانه ها را بشناسید، می توانید بهتر به فرزندتان آگاهی دهید و در مواقع نیاز به او کمک کنید. در صورتی که خودتان در سن پایین عادت ماهانه را تجربه کرده اید، بعید نیست که کودک تان هم زودتر از همسالانش دچار آن شود. شما می توانید کتاب هایی که اطلاعات مناسبی را دراختیار تان قرار می دهند را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب ها تهیه کنید و اگر هم به زبان انگلیسی مسلط هستید، با مراجعه به سایت babycenter.com و جست وجوی محتوای موردنظر تان، اطلاعاتی که کارشناسان کارآزموده در این سایت منتشر کرده اند را بخوانید و از پاسخ سوال هایی که در ذهن تان ایجاد شده باخبر شوید.

ببینید چقدر می داند

درصورتی که فرزندتان پیش دستی کرد و قبل از اینکه شما او را به گفت وگو دعوت کنید در این مورد سوالاتی کرد، به جای نشان دادن واکنش فوری، به حرف هایش گوش دهید. ببینید چه چیزهایی در این مورد شنیده و چه اطلاعاتی دارد. بچه ها در وب سایت های مختلف، گروه های دوستی و در مدرسه اطلاعات درست و نادرست زیادی در این موارد به دست می آورند و شما به جای واکنش منفی نشان دادن به شنیده های شان، باید ابتدا به حرف هایش گوش دهید و بعد با آرامش اطلاعات نادرستی که به دست آورده را با توضیح منطقی اصلاح کنید.

بلوغ دختران و پسران از مسائل مهم در زندگی هر نوجوانی می باشد که نسبت به آن باید توجه خاصی صورت گیرد. بلوغ دختران و پسران هر دو شرایط جدیدی را در زندگی فرد ایجاد می کند و راهی به سوی آینده برای آنها فراهم می کند. بلوغ دختران در تمامی زمینه ها نوجوان را تغییر می دهد. این موضوع مهم هست که با این شرایط بتوانند کنار بیایند برای همین به حمایت والدبن نیاز دارند. بلوغ دختران مفهومب جدید و گنگ برایشان دارد.

منبع:www.migna.ir

سندرم قلب شکسته

سندرم قلب شکسته

در سندرم قلب شکسته وقتی دل کسی می شکنه، تو قلبش اتفاقی می افته مثل یه خونریزی کوچیک یا یه جراحت……. که حتی می تونه منجر به سکته قلبی بشه…….

علم پزشکی ثابت کرده که شکستن دل واقعیته! در سندرم قلب شکسته در واقع قلب واقعا نمی‌شکند بلکه دچار ضعف عضلانی و عملکردی می‌شود و حالتی مانند سکته قلبی را تجربه می‌کند. دلیل این اتفاق هم ناراحتی، دلتنگی و شکست‌های عاطفی و حتی کاری می‌تواند باشد.

همه ما بار‌ها این جمله را گفته‌ایم یا شنیده‌ایم: قلبم شکست، قلبش را نشکن؛ آیا براستی قلب انسان می‌شکند؟ هنگامی که قلب انسان می‌شکند چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا تحقیقی در این زمینه صورت گرفته است؟ آن تحقیقات مبتنی بر چه یافته‌هایی است؟ حتما داستان‌های عاشقانه تراژیک را شنیده‌اید؛ داستان‌هایی مانند خانمی که بعد از خواندن نامه خداحافظی نامزدش به زمین افتاده و دیگر بلند نشده یا داستان مادری که بعد از مرگ دخترش در اثر یک تصادف دچار شوک شده است. در واقع نام این سندرم برای اولین‌بار در سال ۱۹۹۱ با عنوان «تاکوتسوکاردیوپاتی» توسط پزشکان ژاپنی معرفی شد. تاکوتسو به معنی ظرفی است که ژاپنی‌ها در آن ماهی می‌ریزند و کاردیوپاتی به معنی ماهیچه قلب است.

چند مرحله دارد؟

این سندرم دارای ۴ مرحله است؛ مرحله اول فرورفتن است که در آن فرد تلاش می‌کند وقایع را کنترل کند. بعد از آن به زیر رفتن است. در این مرحله او احساس می‌کند که روی وقایع هیچ کنترلی ندارد، سپس مرحله داخل شدن است که در آن فرد به دنبال راه نجاتی در خود می‌گردد و در پایان بیرون آمدن است که فرد از خود بیرون می‌آید و متوجه جهان اطراف می‌شود. این مراحل نشان می‌دهد آنان که از دست دادن را تجربه می‌کنند و آن را به صورت حملات قلبی، آسیب‌پذیری‌های جسمانی و استرس روانی نشان می‌دهند، می‌توانند در مسیر سلامت قرار گیرند.میگنا دات آی آر،توصیه‌ می‌شود افراد کارهایی مانند تقسیم احساسات با دیگران، انجام دادن فعالیت‌های تسکین‌دهنده و پیدا کردن افراد همدل را انجام دهند.

علائم آن کدام است؟
علائم سندرم قلب شکننده می‌تواند مانند حمله قلبی باشد. علائم این بیماری می‌تواند شامل درد قفسه سینه، تنگی نفس، ضربان قلب نامنظم و ضعف عمومی باشد. هرگونه درد طولانی‌مدت یا درد قفسه سینه می‌تواند نشانه حمله قلبی باشد بنابراین مهم است که جدی گرفته شود. در صورتی که فرد تجربه درد قفسه سینه داشته باشد باید هرچه زودتر به پزشک مراجعه کند همچنین در صورتی که فرد موقعیت استرس‌زایی را تجربه کرده باشد باید پزشک را در جریان قرار دهد. و در کل علائم جسمانی و درد معده و … را شامل می شود و فرد غمگین است و خلق پایینی دارد.

درمان به چه صورت است؟

به دلیل تحقیقات ناکافی در این زمینه هنوز راه درمان مشخصی برای آن به اثبات نرسیده است اما چیزی که مهم است این است که باید این بیماری را از حمله قلبی جدا کرد. بیشتر افراد خود به خود بهبود می‌یابند ولی پزشک ممکن است داروهای گشاد کننده عروق (یا بتابلاکر) تجویز کند.
برخی متخصصان در سندرم قلب شکسته فایده هم می‌بینند و از خاصیت سازشی آن سخن می‌گویند. به عقیده آنها غم عشق می‌تواند ساز و کار تنظیمی ویژه‌ای در تصور انسان از خود داشته باشد و به فرد مبتلا به اندوه عشق کمک کند.

در مجموع درمان این حالت هم مشابه برخی مشکلات قلبی دیگر است. اما در مورد تجویز دارو پس از برطرف شدن شوک اولیه اختلاف نظر وجود دارد. تحقیقات فعلی ثابت نکرده داروهای معمول قلبی می‌تواند پس از برطرف شدن شوک اولیه عملکرد قلب و سرعت بهبود یافتن آن را تسریع کند.

اطلاعات بیشتر

منبع: www.jamejamonline.ir

ابراز احساسات

ابراز احساسات

احساسات قشنگ خود را آشکار کنید زیرا یکی از راه های خوشحال کردن دیگران این است که ابراز احساسات خود را نسبت به او بیان کنیم، ابراز احساسات به والدین، همسر، فرزند و خواهر ، برادر و دوست و همکار هر فرد دیگری که در زندگی ما نقش دارد موجب بهبود و انسجام روابط می شود.
جملات و کلمات زیبای بسیاری وجود دارد که با گفتن آن ها احساسات زیبا اما مخفی خود را برای نزدیکان‌مان آشکار می کند. در طول زندگی ما لحظاتی هست که از حضور فردی در زندگی خود بیش از پیش لذت می بریم و به او افتخار می کنیم اما هیچ گاه این لحظات زیبا را با خود او به اشتراک نمی گذاریم.
زمانی پیش می آید که می توانیم با ادای چند کلمه رمانتیک و زیبا، غم و اندوه را از دل اعضای خانواده یا اطرافیانمان پاک کنیم و موجب خوشحالیشان شویم اما تنها این کلمات را در ذهن خود مرور می‌کنیم  و از بروز آن به علت های مختلف جلوگیری می کنیم.
برخورداری از ابراز علاقه و محبت دیگران یکی از انرژی هایی هست که یک رابطه خوب برای بقا به آن نیاز دارد. شاید رفتار و اعمال شما به گونه ای باشد که رضایت شما از طرف مقابل را نشان دهد اما به زبان آوردن آن حس زیبایی که در وجود شما پدید آمده، لذت  جدایی دارد که اثر آن در حفظ رابطه به مراتب بیش از اثر رفتار و اعمال به جای شماست.

نمونه ای از جملاتی که در موقعیت های مناسب دیگران از شنیدن آن خوشحال می شوند:

از اینکه والدین با شخصیت و باتجربه ای مثل شما و پدر دارم خوشحالم.

از اینکه می بینم همسرم درکمال ادب و متانت رفتار می کند لذت می برم.

خوشحالم که همکار توانمندی چون تو دارم.

از این که پسرم به ورزش علاقه دارد به خودم افتخار می کنم.

ممنون که اتاقم را مرتب کردی، این کار در حقیقت وظیفه من بود.

شما برای من زحمات زیادی کشیده اید، امیدوارم بتوانم روزی لطف شما را جبران کنم.

از رانندگی شما لذت بردم، حس کردم که داخل ماشین شما آرامش و امنیت کافی وجود دارد.

استاد، احساس می کنم در کلاس شما دانش و آگاهی من بیش از حد انتظار ارتقا پیدا کرده.

واقعا مهارت مادرم در آشپزی تحسین برانگیزه.

تربیت خوب و صحیح پدر و مادرم بود که من به این موفقیت ها رسیدم.

از اینکه شما همسایه ما هستید احساس رضایت می کنم.

من می دونم که شما به من علاقه دارید و به خاطر من سختی های زیادی را متحمل شدید.

اجناس مغازه شما همیشه تازه و درجه یک هستند.

ابراز احساسات شما مزایای دیگری هم دارد. هنگامی که دیگران با تعریف و تمجید شما مواجه می شوند، حس خرسندی و رضایت جسم و روح آن ها را جلا می دهد که همین امر موجب می شود تا خلق و خوی طرف مقابل بهتر شده و در انجام اموری که از او تمجید شده بیش از پیش مهارت و علاقه نشان دهد. ابراز علاقه به دیگران میل به زندگی و امید را در آن ها تقویت می کند و حس “بیهوده بودن” یا “بی ارزش بودن کارهایشان” را در ذهنشان کمرنگ می کند.

خانواده هایی که والدین آن ها از کلمات محبت آمیز و احساسی برای ارتباط با یکدیگر استفاده می کنند، علاوه بر اینکه از زندگی آرام و صمیمی تری نسبت به دیگران برخوردارند، ناخودآگاه به فرزندان خود آموخته‌اند که با استفاده از کلمات محبت آمیز و احساسی پدر و مادر خود یا هر فرد دیگری را در زمان لازم مورد تعریف و تمجید قرار دهند.

منبع: www.migna.ir

سندرم آشیانه خالی

سندرم آشیانه خالی

سندرم آشیانه خالی نوعی حس تنهایی و افسردگی است که بعد از اینکه فرزندان بزرگ می‌شوند و خانه را ترک می‌کنند، برای والدین اتفاق می‌افتد.
 سندرم آشیانه خالی به احساس افسردگی، ناراحتی و اندوهی اطلاق می‌شود که توسط والدین یا سرپرست بچه‌هایی که بزرگ شده و خانه پدری خود را ترک می‌کنند، تجربه می‌شود. این می‌تواند بعد از رفتن بچه‌ها به دانشگاه در شهری دیگر و یا ازدواج آنها و مستقل شدنشان باشد. احتمال ابتلای خانم‌ها به این مشکل بیشتر از آقایان است.

در چنین مواقعی که خانه از بچه‌ها خالی می‌شود، مادرها هم معمولاً به بعضی دوران‌های حساس زندگی خود، مثل یائسگی یا مراقبت از پدر یا مادر سالخورده خود نزدیک شده‌اند. البته این به آن معنا نیست که مردها به هیچ وجه به این مشکل مبتلا نمی‌شوند. مردان نیز ممکن است احساساتی مشابه با فقدان‌های مربوط به دوری فرزندان را تجربه کنند.

این روزها بیشتر مادران شاغل هستند و به همین دلیل وقتی بچه‌ها خانه را ترک می‌کنند دچار افسردگی کمتری می‌شوند. همچنین این روزها تعداد جوانان بین ۲۵ تا ۳۴ سالی که با والدین خود زندگی می‌کنند بسیار بیشتر از سابق شده است. روانشناسان عقیده دارند این دسته از جوانان خواهان مسئولیت‌های کم دوران کودکی و مزایای دوران بزرگسالی به صورت یکجا هستند. همچنین ممکن است بخاطر مشکلات اقتصادی، طلاق، ادامه تحصیل، مشکلات اعتیاد یا نقل مکان‌های موقتی، فرزندان به خانه پدری خود برگردند.

علائم
احساس ناراحتی در چنین مواقعی کاملاً طبیعی است. همچنین عادی است که بخواهید در زمان غیاب فرزندتان اوقاتی را در اتاق او بگذرانید تا احساس نزدیکی بیشتری به او کنید. اگر احساس می‌کنید دچار سندرم آشیانه خالی هستید، واکنش‌های خود و طول مدت آنها را تحت‌نظر بگیرید. اگر احساس می‌کنید که زندگی مفید شما به پایان رسیده است یا زیاد گریه می‌کنید و یا آنقدر ناراحت هستید که دوست ندارید دوستان و‌ آشنایانتان را ببینید یا سر کار بروید، بهتر است با یک متخصص مشورت کنید. علل— همانطور که قبلاً اشاره شد، وقتی زنی در مرحله‌ای از زندگی خود قرار دارد که بچه‌ها در حال ترک خانه هستند، ممکن است نزدیک به سایر تحولات زندگی خود مثل یائسگی یا کنار آمدن با نگهداری از والدین پیر خود هم باشند. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که کیفیت رابطه والدین فرزند در چنین شرایطی عواقب مهمی برای هر دو طرف دارد. والدین وقتی توانسته باشند رابطه خوبی با فرزندان خود برقرار کنند، با انتقال به آشیانه خالی فواید بسیار زیادی می‌برند. دشمنی، کناره‌گیری و تضادها در روابط بین والدین و فرزندان، حمایت و پشتیبانی میان‌نسلی را در زمانی که فرزندان در آغاز جوانی بسیار به آن نیاز دارند و والدین در آستانه پیری کاهش می‌دهد.

در گذشته تصور می‌شد که خانم‌ها بعد از رفتن فرزندانشان از خانه بسیار در معرض ابتلا به افسردگی هستند و دچار فقدان هویت و هدف می‌شوند. اما مطالعات افزایش در ابتلا به بیماری‌های افسردگی را در این مرحله از زندگی در خانم‌ها تایید نکرد.

درمان‌ها
زمانیکه دوری فرزند ناراحتی و اندوهی شدید در والدین ایجاد کند، قطعاً نیاز به درمان خواهد بود. باید هر چه سریعتر احساسات خود را با پزشک خود مطرح کنید. ممکن است نیاز به استفاده از قرص‌های ضدافسردگی داشته باشید و برای کنترل احساساتتان باید با متخصص روانشناس صحبت کنید. در عین حال سعی کنید از دوستانتان حمایت بگیرید و با خودتان مهربان باشید.
راه‌های عملی مختلفی وجود دارد که کمکتان می‌کند احساس بهتری پیدا کنید.
بعنوان مثال: زمان و انرژی که قبلاً صرف فرزندتان می‌کردید را الان به قسمت‌های مختلف زندگی خودتان اختصاص دهید. می‌توانید به سرگرمی‌ها و فعالیت‌های قبل از بچه‌دار شدن خود برگردید. باید سعی کنید با نقش جدید خود در زندگی فرزندتان و همچنین تغییری که در هویتتان بعنوان پدر یا مادر صورت گرفته است، کنار بیایید. رابطه شما با فرزندتان شبیه به رابطه دو همسال خواهد شد و باید سعی کنید حریم‌شخصی بیشتری برای او قائل شوید.
بسیاری پیشنهاد می‌کنند که تا قبل از جدا شدن فرزندتان و رفتن آنها از خانه خودتان را برای آشیانه خالی آماده کنید. باید برای خود دوستی‌ها، سرگرمی‌ها، کار و فرصت‌های تحصیلی پیش آورید، وقتی همه هنوز زیر یک سقف زندگی می‌کنید، با خانواده برنامه بریزید تا بعدها افسوس این فرصت‌ها را نخورید: مسافرت‌های خانوادگی، گپ‌های طولانی و تفریحات دسته‌جمعی. برای پول و زمان اضافه‌ای که دارید برنامه‌های خاص ترتیب دهید.

منبع: www.migna.ir

نباید هایی برای خود

نباید هایی برای خود

در اینجا لیستی از ۳۰ کاری را عنوان می‌کنیم که نباید هایی برای خود است و باید سعی کنیم در زندگی خود آن را انجام ندهیم.

۱٫ با آدم‌های نادرست نشست و برخاست نکنید.
زندگی کوتاه‌تر از آن است که بخواهید وقتتان را با کسانی بگذرانید که خوشبختی را از شما می‌گیرند. اگر کسی بخواهد که در زندگی‌اش باشید، برای شما جا باز خواهد کرد. نباید برای پیدا کردن جایی در زندگی کسی بجنگید. هیچوقت برای بودن با کسی که ارزش شما را نادیده می‌گیرد اصرار نکنید. و یادتان باشد، آنهایی که در زمان خوشی کنار شما می‌مانند مهم نیستند، مهم کسانی هسند که در ناخوشی‌ها و ناملایمات زندگی کنارتان هستند. آنها دوستان واقعی شما هستند.
۲٫ از مشکلاتتان فرار نکنید.
باید با مشکلاتتان روبه‌رو شوید. البته این کار ساده نخواهد بود. هیچکس در دنیا نیست که بتواند همه کارها را بی‌نقص انجام دهد. هیچکدام از ما قادر نیستیم که مدام در حال حل کردن مشکل باشیم. درواقع، ما جوری ساخته شده‌ایم که ناراحت، ناامید و شکست‌خورده شویم. چون این معنی واقعی زندگی کردن است – روبه‌رو شدن با مشکلات، درس گرفتن از آنها، سازگاری و حل آنها به مرور زمان.
۳٫ به خودتان دروغ نگویید.
به هر کس دیگری در دنیا می‌توانید دروغ بگویید به جز خودتان. زندگی ما زمانی بهتر می‌شود که از فرصت‌ها استفاده کنیم و سخت‌ترین و اولین فرصتی که می‌توانیم از آن استفاده کنیم این است که با خودمان صادق باشیم.
۴٫ نیازهای خودتان را پنهان نکنید.
دردناک‌ترین مسئله این است که وقتی شدیداً درگیر دوست داشتن کسی هستید، خودتان را فراموش کنید و یادتان برود که شما هم فردی خاص هستید. بله، باید به دیگران کمک کنید اما به خودتان هم همینطور. اگر قرار باشد که زمانی بیاید که به خودتان برسید و چیزهایی که به آن علاقه دارید را دنبال کنید، آن زمان همین حالاست.
۵٫ سعی نکنید کسی باشید که نیستید.
یکی از بزرگترین چالش‌های زندگی این است که در دنیایی که تلاش می‌کند شما را مثل بقیه کند، خودتان باشید. همیشه کسانی هستند که از شما زیباتر، باهوش‌تر، جوان‌تر، و … باشند اما این افراد هیچوقت شما نیستند. خودتان را تغییر ندهید تا آدمها دوستتان داشته باشند. خودتان باشید و مطمئن باشید آنهایی که باید، دوستتان خواهند داشت.
۶٫ درگیر گذشته نشوید.
اگر بخواهید دوباره و دوباره فصل قبلی کتاب زندگی‌تان را بخوانید، هیچوقت نخواهید توانست فصل جدید زندگیتان را شروع کنید.
۷٫ از اشتباه کردن نترسید.
اینکه کاری انجام دهید اما اشتباه کنید ده مرتبه بهتر از این است که هیچ کاری انجام ندهید. هر پیروزی پشت سر خود مجموعه‌ای از شکست‌ها داشته است و هر شکستی پلی به سمت موفقیت است.
۸٫ خودتان را بخاطر اشتباهات گذشته‌تان سرزنش نکنید.
ممکن است فرد نادرستی را در گذشته دوست داشته‌اید و بخاطر مسائل نادرستی گریه کرده‌اید اما هر اتفاق بدی هم که بیفتد، یک چیز مسلم است: اینکه اشتباهات به ما کمک می‌کنند فرد یا چیزهایی را پیدا کنیم که برایمان مناسب هستند. همه ما اشتباه می‌کنیم، دچار مشکل می‌شویم و خیلی وقت‌ها افسوس گذشته را می‌خوریم. اما باید بدانید که شما اشتباهاتتان نیستید، مشکلاتتان هم نیستید و الان اینجایید و قدرت این را دارید که بتوانید روز و آینده‌تان را آنطور که می‌خواهید بسازید. هر اتفاق کوچکی که قبلاً در زندگی‌تان افتاده است شما را برای این لحظه آماده می‌کرده است.
۹٫ سعی نکنید خوشبختی را بخرید.
خیلی از چیزهایی که آرزو داریم داشته باشیم گران هستند. اما حقیقت این است که چیزهایی که واقعاً ما را خوشحال و راضی می‌کنند کاملاً رایگان‌اند: مثل عشق، خنده و تلاش در جهت علایقمان.
۱۰٫ سعی نکنید برای خوشبختی‌تان به دیگران تکیه کنید.
اگر با کسی که درونتان است خوشبخت و شاد نباشید، با هیچ رابطه بادوامی هم خوشحال و راضی نخواهید بود. باید ابتدا ثبات زندگی خودتان را بسازید تا بعد بتوانید آن را با کسی قسمت کنید.
۱۱٫ وقت تلف نکنید.
زیاد فکر نکنید چون اینکار فقط مشکل‌تراشی می‌کند. موقعیت‌ها را ارزیابی کنید و تصمیمات قاطع بگیرید. هیچوقت نمی‌توانید چیزی که شهامت رویارویی با آن را ندارید تغییر دهید. پیشرفت نیازمند خطر کردن است.
۱۲٫ فکر نکنید آماده‌ نیستید.
هیچکس هیچوقت وقتی فرصتی پیش می‌آید، ۱۰۰% آماده نیست. چون بیشتر موقعیت‌های عالی زندگی ما را مجبور می‌کند که فراتر از محدوده امنمان قدم برداریم و این یعنی احساس راحتی نخواهیم داشت.
۱۳٫ به دلایل نادرست درگیر هیچ ارتباطی نشوید.
روابط باید هوشمندانه انتخاب شوند. تنها بودن خیلی بهتر از این است که با فردی نادرست باشید. هیچ نیازی به عجله کردن نیست. اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد، می‌افتد، آن هم در زمان درست خود، با فردی مناسب شما و به بهترین دلایل. زمانی عاشق شوید که آمادگی آن را داشته باشید نه وقتی که تنها هستید.
۱۴٫ بخاطر اینکه روابط قبلی تان موفقیت‌آمیز نبوده‌اند، روابط جدید را رد نکنید.
در زندگی می‌فهمید که ملاقات شما با هر فردی دلیلی دارد. بعضی از آنها آزمایشتان می‌کنند، بعضی از شما سوءاستفاده می‌کنند و بعضی به شما درس می‌دهند. اما از همه اینها مهم‌تر، بعضی از آنها بهترین اتفاق‌ها را برایتان به ارمغان می‌آورند.
۱۵٫ سعی نکنید با همه رقابت کنید.
نگران کارهایی که دیگران از شما بهتر انجام می‌دهند نباشید. سعی کنید هر روز رکورد خودتان را بالا ببرید. موفقیت مبارزه‌ای است بین خودتان و خودتان.
۱۶٫ به دیگران حسادت نکنید.

نباید هایی برای خود

حسادت هنر شمردن نعمت‌های دیگران به جای نعمت‌های خودتان است. از خودتان بپرسید: “من چه چیزهایی دارم که بقیه حسرت آن را می‌‌خورند؟”
۱۷٫ دست از شکایت کردن و دلسوزی برای خودتان بردازید.
مشکلات زندگی به دلیلی پیش می‌آیند: برای عوض کردن مسیر شما به سمتی که باید بروید. ممکن است همان موقع علت یک اتفاق را نفهمید و ممکن است برایتان خیلی سخت باشد اما اگر به گذشته و اتفاقات بد دیگری که برایتان افتاده بود نگاه کنید، خواهید دید که اکثر آنها شما را به سمت فضا، فرد، تفکر و موقعیت بهتر سوق داده‌اند. پس لبخند بزنید! بگذارید همه بدانند که امروز خیلی قوی‌تر از دیروز هستید.
۱۸٫ کینه‌توزی نکنید.
زندگیتان را با نفرت پیش نبرید چون آخر کار خودتان را خیلی بیشتر از کسانی که از آنها نفرت دارید، اذیت خواهید کرد. بخشش این نیست که بگویید، “کاری که در حق من کردی اشکالی ندارد.” بخشش گفتن این است: “من اجازه نمی‌دهم کاری که در حقم کردی خوشبختی من را برای همیشه نابود کند”. بخشش بهترین راهکار است. کینه‌ها را دور بریزید، به دنبال آرامش باشید و خودتان را آزاد کنید. و یادتان باشد، بخشش فقط برای دیگران نیست، برای خودتان هم هست. اگر لازم بود، خودتان را هم ببخشید و سعی کنید دفعه بعد بهتر رفتار کنید.
۱۹٫ نگذارید دیگران شما را تا سطح خودشان پایین بکشند.
برای راحتی کسانیکه نمی خواهند خودشان را بالا بکشند، استانداردهایتان را پایین نیاورید.
۲۰٫ وقتتان را برای توضیح دادن خودتان برای دیگران تلف نکنید.
دوستانتان به آن نیازی ندارند و دشمنانتان هم حرف‌های شما را باور نخواهند کرد. همان کاری را بکنید که ته دلتان می‌گوید درست است.
۲۱٫ هیچوقت بدون وقفه انداختن کاری را پشت سر هم انجام ندهید.
وقت نفس کشیدن دقیقاً همان زمانی است که وقتی برای آن ندارید. اگر مدام پشت سر هم به کارتان ادامه دهید، همیشه چیزهای یکسانی به دست خواهید آورد. گاهی لازم است از کارتان دست بکشید تا همه چیز را واضح‌تر ببینید.
۲۲٫ زیبایی لحظات کوچک را نادیده نگیرید.
از چیزهای کوچک لذت ببرید چون یک روز به عقب نگاه می‌کنید و می‌فهمید که چیزهای بزرگی بوده‌اند. بهترین قسمت زندگی‌تان همان لحظات کوچک و بی نام و نشانی است که به کسی که برایتان مهم است لبخند می‌زنید.
۲۳٫ سعی نکنید همه چیز ایدآل و بی‌نقص باشد.
دنیای واقعی به ایدآل‌گراها جایزه نمی‌دهد، به کسانی پاداش می‌دهد که کار انجام می‌دهند.
۲۴٫ آسان‌ترین راه را دنبال نکنید.
زندگی آسان نیست، مخصوصاً وقتی برای به دست آوردن چیز باارزشی برنامه‌ریزی می‌کنید. راه آسان را انتخاب نکنید. کاری غیرعادی انجام دهید.
۲۵٫ اگر همه چیز بر وفق مرادتان نیست، تظاهر نکنید که اینطور است.
هیچ اشکالی ندارد که هر از گاهی خرد شوید. لازم نیست همیشه وانمود کنید که قوی هستید و نیازی هم نیست که مداوم ثابت کنید که همه چیز خوب پیش می‌رود. نگران اینکه بقیه چه فکر می‌کنند هم نباشید. اگر لازم است گریه کنید. هر چه زودتر این کار را بکنید، زودتر قادر خواهید بود دوباره لبخند بزنید.
۲۶٫ دیگران را بخاطر مشکلاتتان مقصر نکنید.
اینکه تا چه اندازه بتوانید به آرزوهایتان دست پیدا کنید به این بستگی دارد که تا چه اندازه مسئولیت زندگی‌تان را قبول می‌کنید. وقتی دیگران را بخاطر اتفاقاتی که برایتان می‌افتد مقصر بدانید یعنی از مسئولیت شانه خالی می‌کنید و به دیگران قدرت نفوذ به آن بخش از زندگی‌تان را می‌دهید.
۲۷٫ لازم نیست برای همه، همه‌کس باشید.
اینکار غیرممکن است و فقط خسته‌تان خواهد کرد. اما لبخند زدن به دیگران می‌تواند دنیا را تغییر دهد. شاید نه کل دنیا را، ولی دنیای آن آدمها را مطمئناً تغییر خواهد داد.
۲۸٫ زیاد نگران نباشید.
نگرانی مشکلات آینده را حل نخواهد کرد، فقط لذت‌های امروز را هم از شما خواهد گرفت. یک راه اینکه بفهمید چیزی ارزش نگران بودن را دارد یا نه این است که از خودتان بپرسید، “این مسئله در یک سال آینده مهم خواهد بود؟ در سه سال آینده چطور؟ در پنج سال چه؟” اگر اینطور نبود، پس ارزش نگران بودن را ندارد.
۲۹٫ روی چیزی که نمی‌خواهید اتفاق بیفتد متمرکز نشوید.
روی چیزهایی متمرکز شوید که می‌خواهید اتفاق بیفتند. تفکر مثبت از لازمه‌های هر موفقیت است. اگر هر روز صبح با این فکر بیدار شوید که اتفاقی فوق‌العاده در زندگی‌تان خواهد افتاد، و به آن توجه دقیق کنید، خواهید دید که حق با شما بوده است.
۳۰٫ قدرناشناس نباشید.
زندگی‌تان خوب باشد یا بد، هر روز شکرگزار بخاطر آن از خواب بیدار شوید. مطمئن باشید کسی در جایی دیگر از جهان وضعیتی بسیار بدتر از شما دارد. بجای اینکه به چیزهایی که ندارید فکر کنید، سعی کنید به چیزهایی فکر کنید که دارید و دیگران افسوس آن را می‌خورند.

منبع : www.migna.ir

احساسات

احساسات

احساسات، قوی ترین نیرو در وجود ما هستند. تحت قدرت احساسات، انسان می تواند قهرمانانه ترین کارها را انجام دهد (و حتی وحشیانه ترین کارها).

تا حد زیادی می توان تمدن را هم انتقال هوشمند احساسات انسانی تعریف کرد. احساسات همچون سوخت و ذهن یک خلبان است که با هم کشتی تمدن را پیش می رانند. چه احساساتی باعث اقدام در افراد می شوند؟ چهار احساس زیربنایی وجود دارند؛ هر یک یا ترکیبی از چند احساس می تواند آغازگر فعالیت های باورنکردنی باشد. روزی که به احساسات خود اجازه می دهید تا به آرزوهای تان سوخت برساند، روزی است که زندگی خود را تغییر می دهید.

این همان چیزی است که در سن بیست و پنج سالگی و پس از تحقیرهای فراوان گفتم. «دیگر نمی خواهم اینگونه زندگی کنم. من این را گذرانده ام و شکستم. ناامید شدم و آن را با دروغ تجربه کردم.

آری، احساسات سازنده تنفر وقتی می آیند که فرد می گوید: «دیگر کافی ست.»

فردی این احساس را با میانه روی داشت. او آن احساسات بد و بیمارگونه ترس، درد و تحقیر را داشت. سپس تصمیم می گیرد که دیگر نمی خواهد آن گونه زندگی کند. «به بیرون نگاه کن! امروز می تواند روز تغییر زندگی ات باشد. نامش را هر چه دوست داری بگذار، روز «این را تجربه کرده ام»، روز «دوباره هرگز»، روز «دیگر کافی ست.»

نامش هر چه که باشد، قدرتمند است! چیزی به قدرت تنفر تغییردهنده جرأت نمی تواند زندگی را تغییر دهد.

احساسات
۱- تنفر

معمولا افراد «تنفر» را با عملکرد مثبت برابر نمی دانند اما با این وجود اگر ارتباط درستی برقرار شود، تنفر می تواند زندگی فرد را تغییر دهد. فردی که احساس تنفر دارد، به نقطه ای رسیده که بازگشتی وجود ندارد. او آماده است تا زره آهنی خود را فرو اندازد و بگوید که: «قبلا آن را امتحان کرده ام.»

۲- تصمیم

بسیاری از ما را باید تا لب دیوار برد تا تصمیم بگیریم. و وقتی به این نقطه می رسیم، باید با احساسات متناقضی دست به گریبان شویم که با این تصمیم گیری به سراغ ما می آیند.

در جاده به چندراهی رسیده ایم. این چند راهی ممکن است دو راهی، سه راهی یا چهارراه باشد. تعجبی ندارد که این تصمیم گیری ممکن است باعث غده ای در معده شود که نیمه شب ها ما را بیدار می کند یا باعث نشستن عرق سرد بر تن مان می شود.

اتخاذ تصمیم تغییردهنده زندگی را می توان به جنگ جهانی تشبیه کرد. نیروهای متضاد احساسات، هر یک با دلیل مهم خود، برای برتری یافتن در ذهن ما با یکدیگر می جنگند و تصمیمات ناشی از آنها، از روی شجاعت یا ترس، با فکر یا بدون فکر، می تواند باعث پیشرفت عملکرد و مسدود شدن آن شود. توصیه ای برای تصمیم گیری ندارم به جز این نکته:

هر کاری می خواهید بکنید اما سر چندراهی منزل نکنید. تصمیم بگیرید. بهتر است تصمیم غلط بگیرید تا اینکه اصلا تصمیم نگیرید. هر یک از ما باید با آشفتگی احساسی خود روبرو شود و احساسات خود را منظم کند.

۳- آرزو و خواسته

چگونه کسی به آرزوهایش می رسد؟ فکر نمی کنم بتوانم پاسخ مستقیمی به این پرش بدهم زیرا راه های بسیاری وجود دارند اما دو نکته را در مورد آرزو و خواسته می دانم:

الف- آرزو و خواسته از درون می آید نه از بیرون

ب – ممکن است با نیروهای بیرونی آغاز شود

تقریبا هر چیزی می تواندآرزو را تحریک کند. موضوع مهم زمان بندی به اندازه آمادگی است. ممکن است آوازی باشد که در دل سربرمی آورد. ممکن است گفتاری به یادماندنی باشد. شاید یک فیلم، مکالمه ای با یک دوست یا مواجهه با دشمن یا تجربه ای تلخ باشد. حتی یک کتاب یا مقاله ای همچون این مقاله می تواند آن مکانیسم داخلی را فعال کند که باعث می شود برخی افراد بگویند «هم اکنون این را می خواهم.»

بنابراین وقتی که به دنبال «دکمه داغ» آرزوی خالص و خام خود هستید، هر تجربه مثبت را به زندگی خود پذیرا باشید. دیوار نسازید که محافظ شما در برابر تجارب زندگی باشد.

همان دیواری که شما را از ناامیدی دور نگه می دارد، باعث می شود تا زیر نور توانگری بخش تجربه قرار نگیرید. پس بگذارید زندگی شما را لمس کند. تماس بعدی می تواند تماسی باشد که زندگی تان را تغییر می دهد.

۴- حل کردن

حل کردن می گوید «من انجام می دهم.» این دوکلمه در زبان انگلیسی بیشترین پتانسیل را دارند. من انجامش خواهم داد. بنجامین دیزرائیلی، زمین دار بزرگ انگلیسی گفته: «هیچ چیز نمی تواند در مقابل خواستن انسان مقاومت کند.» به بیان دیگر وقتی کسی به این راه حل می رسد که: کاری را انجام دهد وگرنه بمیرد هیچ چیز نمی تواند او را متوقف کند.

منبع: www.migna.ir

خدمات روانشناسی و مشاوره

خدمات روانشناسی و مشاوره

متاسفانه در کشور ما توده مردم از کارایی روان شناسی و نیاز افراد به خدمات روانشناسی و مشاوره اطلاع چندانی ندارند و از اینکه شخصی به روانشناس مراجعه کند متاسف می شوند و در پیش خود می پندارند حتما مشکل روحی روانی داشته، که به روانشناس مراجعه کرده است. علت این امر عدم تمایز بین روان شناس و روانپزشک است که بعضی مواقع حتی قشر تحصیل کرده هم روان شناس را با روان پزشک اشتباه می گیرند مثلا در محاورات مردم شاید شنیده باشید که می گویند: مگر من دیوانه ام به روانشناس مراجعه کنم! در حالی که اصلا روانشناس با افراد دیوانه و مجنون سر و کار ندارد. واقعیت این است که روان‌شناسی یک شاخه علمی از علوم انسانی است که هدفش مطالعه رفتار انسان است. به عبارت بهتر، روان‌شناسی مطالعه رفتار و فرآیندهای ذهنی است. عمر این رشته نسبتا کوتاه است (کمی بیش از یک قرن) اما رشد بسیار چشم‌گیری داشته است؛ به حدی که بیش از ۲۰ رشته تخصصی را شامل می‌شود. اما روان‌پزشک فردی است که در رشته پزشکی تحصیل کرده و بعد از اتمام دوره پزشکی عمومی، دوره تخصصی خود را در رشته روان‌پزشکی یا اعصاب و روان گذرانده است. چنین پزشکی برای درمان بسیاری از بیماری‌ها ملزم به تجویز دارو است. البته احتمال دارد که بسته به نوع بیماری، از رفتار درمانی، روان‌درمانی
مشاور کسی است که به ما یاد می دهد در برابر جنس مخالف چه موضعی داشته باشیم و روح و روان همسر را برای ما تشریح می کند

یا الکتروشوک هم استفاده کند.


همدردی به نام مشاور
حال زمانی که تفاوت روان شناسی با روانپزشکی روشن شد متوجه می شویم که همه ما نیازمند مشاوره و راهنمایی هستیم چرا که مشاور به حرف‌های ما با دقت گوش می‌دهد ولی هرگز درباره ما قضاوت نمی‌کند. به هیچ وجه در نظر او یک دوست ملال‌آور، فرزندی نااهل، یک همسر کج‌خلق یا یک همکار ضعیف نخواهیم بود. به درد و دل ما خوب گوش می‌دهد، آنچه می‌گوییم و حتی آنچه را بیان نمی‌کنیم، از خلال رفتار و گفتارمان متوجه شده و ما را همان طور که فکر می کنیم، با خطاها و اشتباهاتمان می‌پذیرد. هرگز نمی‌پرسد، چرا این گونه زندگی کرده ای، بلکه با ما همدردی می کند و با راهنمایی‌هایش موجب آرامش ما می شود. مشاور روی مشکل ما کار می‌کند و به ریشه‌یابی مساله موجود کمک می‌کند تا ما خود راه‌ حل مشکل‌مان را پیدا کنیم.

نیاز به مشــــاور در مراحل زندگی
بنا بر این ما در همه مراحل چه در انتخاب شغل و چه در انتخاب همسر و… نیازمند مشاوره و روانشناسی هستیم. اما اهمیت مشاوره بیشتر در مسائل خانوادگی خود را نشان می دهد، چون خانواده جایی است که یک فرد ونوسی با فرد مریخی می خواهد زندگی مشترک داشته باشد. این در حالی است که اینها هر کدام از یک سیاره جدا هستند و تفکرات متفاوتی دارند.
لازم است این اشخاص از خصوصیات درونی همدیگر آگاهی داشته باشند و الا هر آن ممکن است به همدیگر صدمه بزنند و باعث رنجش روح و روان یکدیگر شوند. برای این امر نیاز هست با مشاوری

همیشه مشاور نقش تنش زدایی ندارد، بلکه در بعضی مواقع ما را برای برنامه ریزی بهتر و دقیق تر رهنمون می سازد، مثلا اینکه کی بچه دار شویم؟

امین و متخصص صحبت شود تا راهکارهای مناسب به زوجین آموخته شود. بنا به دلایل ذیل زوجین باید به مشاور مراجعه کنند.

تفاوت های فردی
همان گونه که در بالا اشاره شد زن و شوهر از دو جنس متفاوت می باشند و علاوه بر این ارزش های متفاوتی دارند که بایستی به یک نقطه مشترک برسند تا از زندگی لذت کافی ببرند.
زندگی بهتر
قطعا کسانی که زبان همسر خود را می فهمند یا به زبان عامیانه وی را درک می کنند، زندگی شیرین تری دارند. مشاور کسی است که به ما یاد می دهد در برابر جنس مخالف چه موضعی داشته باشیم و روح و روان همسر را برای ما تشریح می کند. migna.ir طبیعی است وقتی ما بتوانیم خواسته های درونی همسرمان را درک کنیم زندگی خوبی خواهیم داشت.

برنامه ریزی بهتر
همیشه مشاور نقش تنش زدایی ندارد بلکه در بعضی مواقع ما را برای برنامه ریزی بهتر و دقیق تر رهنمون می سازد مثلا اینکه کی بچه دار شویم؟ یا چطور بچه خوب و سالمی به دنیا بیاوریم؟ یا چطور فرزندان خود را تربیت کنیم؟ همه و همه از کارهای یک مشاور متخصص است که با راهنمایی و مشاوره برنامه های کوتاه مدت و میان مدت برای خانواده ها ارائه می کند که حتی در مورد مسائل اقتصادی نیز می تواند مشکل گشا باشد.

استفاده از تجربه مشاور
مشاوران علاوه بر تخصص و تحصیل در زمینه روان شناسی و علوم نوین صاحب تجربه هم هستند و چه بسا مشکلی که ما احساس می کنیم لاینحل است. حال آنکه مشاور چندین مورد را قبل از ما حل کرده است، لذا با اتکا به تجربه او می توانیم مشکلات سخت زندگی را حل کنیم و از عواقب احتمالی آن در آینده در امان بمانیم. چون همه چیز را نباید در زندگی خودمان تجربه کنیم بلکه باید از زندگی دیگران تجربه بگیریم.
منبع: www.migna.ir

 

عشق در مکالمات

عشق در مکالمات

امروزه در بین بیشتر افراد مکالمات مجازی زیاد اتفاق می افتد که این سوال را به وجود می آورد که آیا مردم می توانند از این طریق عشق در مکالمات را حس کنند؟ یا اینکه این ارتباط درست و ایمن هست؟

در مطالعاتی که توسط محققان صورت گرفته است مشخص گردید که در صحبت هایی که در دنیای مجازی صورت می گیرد صمیمیت زیادی بین افرادی که در پشت آن نشسته اند پیش می آید اما مشخص نیست که این صمیمیت تا کی موفق و ادامه دارد و باز هم درصد زیادی از افراد گزارش دادند که با وجود اینکه صمیمیت در این روش زیاد هست و افراد ی توانند عاشق هم بشوند اما صمیمیت و ارتباطی که در حالت مستقیم و حضوری پیش می آید از عمق زیادی برخوردار است و پایدار تر است.

با این حال بسیاری ار افراد تمایل بیشتری به این طور روابط دارند و احساس می کنند که در این روش راحت تر می توانند احساساتشان را بروز دهند,علت این رفتار می تواند ترس در ارتباط بر قرار کردن با دیگران در قرار حضوری باشد.

عشق در مکالمات مجازی و پیامکی ریسک بالایی دارد,یا همه چیز خیلی خوب و عالی به پیش می رود یا واقعا اتفاقات بد روحی برای فرد اتفاق می افتد. بعضی افراد گزارش داده اند که این که در یک رابطه مجازی گفتگو کردن آسان است نه لزوما این رابطه به معنی نزدیکی بیشتر نیست. همچنین محققان دریافتند که این مکالمات صمیمی و عشق در مکالمات با و جود اینکه بسیار آسان  راحت هستند اما مفید نیستند علت آن هم انزوایی است که در اثر این نوع ارتباط به وجود می آید چون انسان موجودی اجتماعی است و بیشتر روابط خود را در اجتماع باید انجام بدهد. این نوع روابط برای مدتی می تواند مفید باشد یا اثر خوبی برای فرد داشته باشد اما در بلند مدت کسل کننده می شود و انتظارات زیادی را در فرد به وجود می آورد. اما نکته مثبتی که دارد در این است که بعضی افراد حرف هایی دارند که خصوصی است و ترس این را دارند که مبادا آن آشکار شود.  و اینکه از این طریق افراد می توانند به صحبت های خود بیشتر فکر کنند و آن را یکپارچه کنند چون فکر می کنند در قرار حضوری نمی توانند به سرعت صحبت هایشان را جمع کنند و تمرکزی که دارند از بین می رود.

عشق در مکالمات نمی تواند جایگزین عشقی که در روابط حضوری حاصل می شود باشد. به نظر می آید بیشتر این نوع روابط موقتی باشد و اگر هم طولانی مدت باشد می توانند افراد را آسیب پذیر کند و به آن ها ضرر برساند.

عشق در مکالمات مخصوصا زمانی که افراد همدیگر را در ملاقات حضوری ندیده اند بسیار ریسک دارد. آنها می توانند عاشق هم باشند بدون اینکه بدانند آیا فرد پشت خط واقعی است یا نه؟ چقدر درباره خودش درست گفته است و خیلی مشکلات دیگر…

باید سعی کرد در این نوع روابط مرزی گذاشت تا دو طرف آسیب نبینند. یعنی اینکه اگر تمایل به روابط مجازی دارید باید این را بدانید که برای خود حد و مرزی داشته باشید و از سو استفاده هایی که از طریق این نوع روابط صورت می گیرد آگاه باشید. و بدانید که عشق در مکالمات مجازی می تواند آسیب زا باشد.

اطلاعات بیشتر

اختلال های هذیانی

اختلال های هذیانی

اختلال های هذیانی از زیر مجموعه های اختلال اسکیزوفرنی محسوب می شود که در ادامه درباره ی آن صحبت می شود اما در ابتدا باید با مفهوم هذیان آشنا شویم.

هذیان از نشانه های جنون است که در روانشناسی به آن روانپریشی می گویند و در آن فرد یک باور و اعتقاد غلط درباره یک حقیقت خارجی دارد که با تمام وجود دلایل بر غلط بودن آن باز هم فرد به آن باور ها اصرار می ورزد. هذیان یک باور غلط و اختلال در محتوای فکری است و این باورها و اعتقادات با باورها و فرهنگ جامعه شخص متضاد است و باید این حالات ۱ماه ادامه یابد.

و اما فرد مبتلا به اختلال های هذیانی فاقد کیفیت غیر عادی است این بدان معنی است که رفتار فرد به هیچ وجه عجیب نیست و کسانی که با این افراد در ارتباط هستند بعد از مدتی متوجه رفتار عجیب افراد مبتلا به اختلال های هذیانی می شوند. و دلیل آن بخاطر این است که آنها به راحتی می توانند که عقایدشان را ابراز کنند و کاملا رضایت طرف مقابل را جلب کنند و این ابراز عقاید بسیار منسجم است. این رفتار  باید ۱ماه ادامه پیدا کند. در اختلال های هذیانی نشانه هایی از اسکیزوفرنیک وجود ندارد و هذیان های آنها بسیار منظم و بارز هستند اما به صورت غیر عادی که در اسکیزوفرنی دیده می شود نیست. افراد مبتلا در رفتارشان معمولا بی عیب هستند و معمولا رفتاری غیر عادی در برخورد اول نشان نمی دهند. در این اختلال اگر همراه این هذیان ها اختلالی در خلق به وجود بیاد مدت بسیار کوتاهی دارند و اینکه این هذیان ها نباید در اثر مصرف مواد مخدر و یا بیماری جسمانی خاصی ایجاد شده باشد.

اختلال های هذیانی پنج نوع هستند:

  • هذیان تنی: فرد مبتلا باور عجیبی دارد که بیماری خطرناکی دارد که هر لحظه انتظار مرگ خودش را دارد. به طوری که شدیدا در این باور افراطی هستند.
  • هذیان حسادت: فرد مبتلا به این باور دارد که شریک جنسی او خیانتکار است و هر کاری را برای اثبات این موضوع انجام می دهد به طوری که ممکن هست که صحنه سازی انجام دهد.
  • هذیان عظمت: فرد باور به این دارد که فرد مشهور و بسیار مهمی است طوری که مشاهده شده است افراد مبتلا به این هذیان خود را جای پیامبران جا میزند و معتقد است برای نجات بشر انتخاب شده است.
  • هذیان شهوانی: فرد باور عجیبی دارد که افراد مشهور عاشق او شده اند و برای او پیام های عاشقانه می فرستد.
  • هذیان گزند و آسیب: باور دارد که کسانی به دنبال او هستند و می خواهند که به او آسیب بزنند او را سرکوب و آزار بدهند.

اطلاعات بیشتر