مهارت های ارتباطی(۳)

conversationمقوله اجتناب از نگرانی های طرف مقابل

۱۰. منحرف سازی : کنار زدن مشکلات فرد دیگر از طریق ایجاد حواس پرتی ” سارا ، انقدر به آن موضوع فکر نکن. بگذار در مورد چیزهای بهتری حرف بزنیم .” یا ” فکر میکنی این حادثه خیلی بدی بوده ؟ پس بگذار اتفاقی را که برای من افتاده است تعریف کنم . “

۱۱. بحث منطقی : تلاش برای متقاعد کردن فرد دیگر با توسل به حقایق یا منطق ، و معمولا بدون در نظر گرفتن عامل هیجانی مربوط : ” واقع بینانه فکر کن ؛ اگر آن ماشین را نخریده بودی میتوانستیم قسط خانه را بدهیم. “

۱۲. اطمینان آفرینی : تلاش برای متوقف کردن هیجان های منفی فرد دیگر : ” نگران نباش ؛ همیشه پایان شب سیه سفید است .” یا ” عاقبت ، مسائل با خیر و خوشی تمام میشود .”

چرا پرورش مهارت ها در دنیای امروز از آموزش آکادمیک پیشی گرفته است؟

پرورش چیست و چه تفاوتی با آموزش دارد؟

با نگاهی به نسل های هر جامعه خواهیم دید که در هر جامعه، سه نسل وجود دارد. اولین نسل، نسلی است که در مرحله ی کودکی و نوجوانی به سر می برد و از نظر توانایی فکری و جسمی و مهارت های ذهنی و عملی به آن مرحله از رشد نرسیده است که وارد حوزه های اندیشه و عمل شود. نسل دوم، نسلی است که سن ۲۰ تا ۶۰ سال را می گذراند. آنها افرادی هستند که در بخش ها و سازمان های مختلف جامعه مشغول به کارند. سومین نسل، نسلی است که سال های فعالیت و خدمت خود را پشت سر گذاشته و دوران بازنشستگی و سالمندی را می گذراند. این سه نسل در تمامی جوامع به صورت طبیعی کنار هم بوده و هستند…

 

ولی همیشه نسل اول، یعنی نسل کودک و نوجوان با گذشت زمان به نسل بالغ تبدیل می شود و به تدریج جای نسل دوم را در امور کشوری و تصمیم گیری می گیرد. این نسل به محض بلوغ، عهده دار    اداره ی جامعه خواهد شد و در بخش هایی همچون صنعت، کشاورزی، ارتش، خدمات اقتصادی، بهداشتی و مانند این ها مشغول به کار می شود. از آنجا که اشتغال در این امور نیازمند تخصص و مهارت های کافی است، بخش مهمی در هر جامعه وجود دارد که وظیفه اش آماده نمودن کودکان و نوجوانان جامعه برای آینده است. این بخش همان ” آموزش و پرورش” است. وظیفه ی آموزش و پرورش در یک جامعه بر آوردن نیازهای فوری و روزمره ی بشر همچون آب، غذا و آموزش صرف … نیست؛ بلکه باید کودکان و نوجوانان را برای ورود به جامعه در آینده آماده نماید.

با توجه به اهمیت و وظیفه ی خطیری که به عهده ی نهادهای آموزشی و پرورشی می باشد، چنین برنامه هایی باید تمام عناصری را که برای رسیدن به کمال فردی و جمعی لازم است در برگیرد و انسانی کامل را بپروراند. به عبارت دیگر آموزش و پرورش باید تمامی نیازهای فردی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بشر را برآورده سازد. البته علم و دانشی که بتواند توانایی ها و مهارت های انسان را افزون نماید فقط در مدرسه فراگرفته نمی شود؛ بلکه تمامی اجزای یک جامعه و آموزشهای گوناگون نیز می توانند در این مهم نقش بسزایی ایفا نمایند.

مدل ۴h دانشگاه IOWA به خوبی میتواند از منظری دیگر پاسخ مناسبی به سوال مقاله باشد.
final

چرا پرورش از آموزش اهمیت بیشتری دارد؟

در آغاز به این نکته توجه کنید که حیوانات برای آنکه به حیوان بودن خود برسند آنقدرها نیازی به یادگیری ندارند. یک سگ بالاخره یک سگ خواهد شد و یک گربه، یک گربه. اما انسان باید انسان شدن را بیاموزد و در غیر اینصورت احتمالاً به حیوانات شبیه تر است تا به انسان ها.

ازین روی است که در خصوص رشد و توسعه و تکامل انسان، مسئله پرورش از اهمیت خاصی برخوردار میباشد.

به همین دلیل است که کار پرورش در حقیقت، کسب تجربیات، مواظبت و مراقبت از زندگی در حال رشد است، و به همین دلیل انسان باید در هفت زمینه مختلف رشد کند. خالی از لطف نیست که با این مراحل رشد آشنا شوید:

  1. رشد فیزیکی یا مادی
  2. رشد روانی اجتماعی
  3. رشد احساسی، عاطفی و جنسی
  4. رشد ادراکی
  5. رشد اخلاقی
  6. رشد روابط انسانی
  7. رشد شخصیتی

تقریباً همه این موارد رشدی که بیان شد در حدود ۱۸ تا ۲۰ سالگی به غیر از رشد روانی و اجتماعی متوقف می شوند. به این دلیل است که کار پرورش کاری است که من و شما در ارتباط با فرزندانمان تا حدود ۱۸ سالگی داریم. بعد از آن مسئله آموزش آکادمیک گر چه از قبل آغاز شده، اهمیت بیشتری پیدا می کند.

———————————————

امین زندی، روانشناس بالینی

مدرس حوزه انسان و ارتباط

استرس

A cropped shot of a handsome businessman under strain as colleagues request various things from him

A cropped shot of a handsome businessman under strain as colleagues request various things from him

استرس واکنش فیزیولوژیکی بدن انسان است و زمانی اتفاق می افتد که فرد احساس می کند بین فشارهای وارده و توانایی هایش توازن وجود ندارد.

حذف کامل استرس همیشه در زندگی بشر امکان پذیر نیست و اینکه چه چیزی استرس زاست یا نه ؛ تا حدودی به نحوه ی نگرش ما درباره ی آن چیز بستگی دارد.
استرس میتواند به دو شکل متفاوت تجربه شود :
۱- استرس خوب و ۲- استرس بد
استرس خوب در انسان انگیزه ایجاد می کند تا برای رسیدن به موفقیت راهکاری در نظر بگیرد و تلاش کند مانند تحصیل کردن
استرس بد سبب می شود که برخی از افکار و فعالیت های انسان مختل شود مانند تجربه کردن یک ضربه روحی شدید.
استرس در حد کم لازم و ضروری است ولی اگر مدت طولانی ای ادامه پیدا کند و انسان توانایی کنترل آن را نداشته باشد زیان آور است.
استرس میتواند آثار زیان آور جسمانی و روانشناختی را به همراه داشته باشد مانند زخم معده ؛ سردرد ؛ مشکل در تمرکز ؛ مشکل در تفکر و… برخی از افراد برای مقابله با استرس راه های نادرستی را انتخاب می کنند مانند فرار از مشکلات به وسیله مصرف مواد مخدر یا روان گردان ؛ خودکشی و…که این راه های نادرست عواقب و آثار نامطلوب و گاه جبران ناپذیری را به همراه دارد.
برای رهایی از مشکلات روانشناختی استرس به افراد توصیه می شود که سعی کنند درباره ی احساسات و مشکلات خود با یک نفر صحبت کنند ؛ در این باره مشاور و روانشناس بهترین انتخاب هستند زیرا فرد به کمک آن ها می تواند بیاموزد که چگونه با وضعیتش کنار بیاید و احساس بهتری پیدا کند.

_________________________

بهنوش ده آرا

مشاور و روانشناس

مهارت های ارتباطی(۲)

موانع ارتباطی قسمت دوم

مقوله ارائه راه حل

۵. دستور دادن : دستور انجام کاری که مایلید انجام شود به طرف مقابل ” همین الان زباله ها را بیرون ببر ! چرا ؟ چون من اینطور میگویم … “

۶.تهدید : تلاش برای کنترل اعمال و رفتار طرف مقابل از طریق هشدار در مورد پیامدهای منفی آنچه برایش تدارک دیده اید : ” آن کار را میکنی یا .. ” ” همین الان ساکت شوید وگرنه بعد از زنگ تعطیل مدرسه هم ، کلاس را تعطیل نمیکنم ” .

۷. اخلاقی ساختن : بیان این نکته که فرد دیگر ، باید چه کاری را انجام دهد؛ ” موعظه کردن ” او : ” شما نباید طلاق بگیرید . هیچ فکر کرده اید که چه بلایی سر بچه هایتان می آید ؟ ” ” باید به او بگویی که متأسفی ” .

۸. پرسش های زیاد و نامناسب : سوالهای پاسخ بسته اغلب از سدهای عمده ارتباط می باشند . اینها ، سوالهایی هستند که معمولا ، می توان با کلماتی کوتاه و مختصر به آنها پاسخ داد ؛ اغلب با یک بله یا خیر ساده : ” کی اتفاق افتاد ؟ ” ” آیا بخاطر این حادثه متأسفی ؟ “

۹. نصیحت کردن : نشان دادن راه حل مشکل فرد دیگر به او : ” اگر من جای تو بودم حتما با او دعوا می کردم “. ” راه حل این مشکل خیلی ساده است . اول … ” .

مهارت های ارتباطی(۱)

موانع ارتباطی رایج : ( قسمت اول )

مقوله قضاوت :

۱. انتقاد : ارزیابی منفی از فرد دیگر و اعمال و نگرش های او : “تو خودت باعث این مشکل شدی ” ؛ “به خاطر دردسری که گرفتارش هستی ، نمیتوانی دیگران را سرزنش کنی ” و ..

۲. نام گذاری : خوار و خفیف کردن و دادن یک عنوان کلیشه ای به همسر “عجب آدم خنگی ! ” ؛ ” دقیقا مثل یک زن ” ؛ ” روشنفکر ” ؛ ” تو مرد بی احساسی هستی ” و ..

۳. تشخیص گذاری : تجزیه و تحلیل رفتار فرد مقابل و بازی کردن نقش یک روانشناس مبتدی ” ذهنت را مثل یک کتاب میتوانم بخوانم ، تو برای عصبانی کردن من آن کار را کردی ” ؛ ” فقط چون به دانشگاه رفته ای فکر میکنی از من بهتری ” و ..

۴. ستایش همراه با ارزیابی : قضاوت مثبت در مورد شخص دیگر و اعمال و نگرش های او : ” تو دختر خوبی هستی . میدانم که امشب در کارها به من کمک میکنی ” . معلم به دانش آموز : ” تو شاعر بزرگی هستی ” . قبول این نکته که سدهایی مثل ستایش ، پاسخ هایی با احتمال خطر بالا هستند برای بسیاری از مردم دشوار است اما بعدا توضیح خواهم داد که چرا کاربرد مکرر این  پاسخ ها میتواند برای ارتباط مضر باشد .