گذشته در حال

مادر دوستم هم مثل مادر من آدم با محبتی نیست ولی چرا من نسبت به دوستم حالم همیشه بدترو مشکلاتم شدیدتر است؟

خیلی ها هستند که مثل من بچه طلاق هستند، پس چرا منم که اینهمه مشکل دارم و بقیه ندارند؟

کمتر کسی است که تاثیر تجارب گذشته و دوران کودکی در زندگی کنونی را بی ارزش بداند. ولی نکته قابل تامل این است که ما بفهمیم تجارب گذشته، چگونه در زمان حال متجلی می‌شود؟ بعنوان مثال؛ فردی در سن کودکی بدلیل طلاق والدین تنها میشود. این دختر بچه مجبور است با نامادری دچار بیماری وسواس خود، زندگی کند. در این شرایط تنها راه حفظ رابطه ی دلبستگی با مادر سخت گیر و نامهربان، منظم بودن ، مطیع بودن، پخته بودن، نادیده گرفتن خود و در یک کلمه “فیک” بودن است. در آن زمان این رفتار کودک تنها وسیله توجه گرفتن از نامادری خویش بود. حال همین فرد در بزرگسالی در ارتباط با اطرافیان خود از جمله مردان همان مکانیزمی را بکار میبرد که در کودکی با نامادری اش آزموده بود. پس تلاش میکند که در رابطه دختر کاملی باشد, همیشه به طرف مقابل و احساساتش توجه ویژه کند، کادوهای گران قیمت میخرد, در هر اختلاف نظری کوتاه می آید، تحقیر میشود و خود را نادیده میگیرد ولی در ظاهر عاشق، شیفته و وابسته می ماند!
بنابراین, مهم نیست که در گذشته چه آسیبی دیده ایم، بلکه مهم آن است که اکنون چگونه خودمان به خودمان اسیب میزنیم…یادمان باشد که ” دفاع های کودکی، دشمن بزرگسالی اند.”
اکنون نامهربان تر از مادری که فرد را رها کرد و رفت، خود شخص است که همان آسیبی را که مادر با بی توجهی به احساساتش به او وارد کرد, با بی توجهی به خودش تکرار میکند.
وظیفه درمانگر این است که آینه صاف و شفاف باشد تا بیمار بتواند از طریق آن با بهوشیاری و شفقت به خودشناسی برسد.

Malan, D., & Della Selva, P. C. (2007). Lives transformed: A revolutionary method of dynamic psychotherapy. Karnac Books.
-Frederickson, J. (2013). Co-creating change: Effective dynamic therapy techniques

اختلال بدشکل انگاری بدن چیست؟

اختلال بدشکل انگاری بدن

خیلی از ما ممکن است چیزی را در ظاهرمان دوست نداشته باشیم. یک بینی قوز دار، یک لبخند کج و چشمانی زیادی درشت و یا زیادی ریز٫ ممکن است در مورد نقص هایمان به شدت ناراحت باشیم با اینحال این موارد تاثیر آنچنانی در زندگی روزمره مان نخواهند داشت.
در مقابل افراد مبتلا به اختلال بدشکل انگاری بدن، هر روز و به مدت چند ساعت به معایب واقعی و خیالی خود می اندیشند. آنها نمی توانند افکار منفی شان را کنترل کنند و حرف افرادی را که به انها می گویند ظاهر خوبی دارند را باور نمی کنند. افکار این افراد ممکن است موجب آشفتگی های هیجانی مختلفی شده و عملکرد معمولی آنها را زندگی روزمره مختل نماید.
آنها ممکن است تحصیل در مدرسه و اشتغال در محیط کاریشان را از دست بدهند و از موقعیت های اجتماعی اجتناب کرده و خود را منزوی کنند. حتی در مورادی از دوستان و فامیل خود نیز اجتناب خواهند کرد زیرا می ترسند اطرافیان متوجه معایب آنان شوند.

بسیاری از بازیگران به واسطه ی شغل خود مدام دچار اضطراب در مورد ظاهر خود هستند.

بسیاری از بازیگران به واسطه ی شغل خود مدام دچار اضطراب در مورد ظاهر خود هستند.

حتی ممکن است عمل های زیبایی متعددی بر روی خود انجام دهند تا معایب خیالی شان را اصلاح نمایند و البته هرگز پس از عمل نیز راضی نخواهند بود.

اختلال بد شکل انگاری بدن یک اختلال اضطرابی و مربوط به تصویر بدنی می باشد که در هر دوجنس به یک میزان بروز پیدا می کند و اگر دو خصیصه زیر را در خود می بینید ممکن است بدان مبتلا باشید :
۱٫ تجربه نگرانی های وسواس گونه در خصوص یا چند مورد از معایبی که فکر می کنید در ظاهر شما وجود دارد. لازم به ذکر است که این معایب از نظر دیگران وجود نداشته و یا بسیار جزئی می باشند.
۲٫ پیدایش رفتارهای جبری و تکانشی روزمره مثلاً استفاده بیش از حد از آینه و یا کندن پوست در جهت کنار آمدن با نگرانی هایی که در مورد ظاهر خود دارید.

اختلال بدشکل انگاری بدن از هر فرد و حتی برای هر فرد در هر برهه زمانی متفاوت است، برای بعضی افراد، نگرانی در مورد ظاهر ممکن است تبدیل به یه مانع بزرگ در بیرون رفتن از خانه و حضور در اجتماع باشد.

این اختلال همچنین ممکن است موجب مشکلات زیر شود :
– احساس شرم، احساس گناه و احساس تنهایی
– منزوی شدن به منظور مقابله با اضطراب
– افسردگی و اضطراب
– سوءمصرف الکل و مواد مخدر
– احساس نیاز به عمل های زیبایی غیر لازم
– اختلالات خوردن
– آسیب به خود

– افکار خودکشی

شاید تصورش برای برخی دشوار باشد، اما فرد مبتلا به این اختلال، ممکن است به دلیل جوشی که روی صورت خود میبیند آنچنان اضطراب و فشاری را تحمل کند که پس از مدتی تصمیم به خودکشی بگیرد.

شاید تصورش برای برخی دشوار باشد، اما فرد مبتلا به این اختلال، ممکن است به دلیل جوشی که روی صورت خود میبیند آنچنان اضطراب و فشاری را تحمل کند که پس از مدتی تصمیم به خودکشی بگیرد.

بعضی از افراد مبتلا به این اختلال به دنبال درمان نمی روند زیرا نگران این هستند که دیگران اهمیتی به آنها ندهند. این بدان معناست که این افراد به احتمال زیاد تا مدت طولانی از حمایت های درمانی برخوردار نخواهند بود.

علائم شایع اختلال بد شکل انگاری :
افراد مبتلا به اختلال بد شکل انگاری بدن خود را متفاوت از آنچه دیگران آنها را مشاهده می کنند می بینند. با اینکه تجربه هر فرد مبتلا ، منحصر به فرد می باشد در زیر چند مورد از علائم شایع را ذکر خواهیم نمود :

نگرانی های شایع وسواس گونه راجع به بدن شامل :

– عدم تناسب
– فقدان تقارن
– ناموزون بودن
– بیش از حد بزرگ یا کوچک بودن

و معمولاً فکر در مورد این مناطق بدن : پوست، مو، بینی، چانه، لب و اندام های تناسلی
رفتارهای شایع جبری شامل :

– چک کردن وسواسی ظاهرتان در آینه و یا اجتناب دائمی از آن
– استفاده از آرایش یا گریم غلیظ برای پوشاندن عیب در منطقه ای که نگران دیده شدن آن هستید
– تغییر در حالت های بدنی و یا پوشیدن لباس زیاد برای پوشاندن فرم بدنی تان
– دائماً به دنبال گرفتن تایید دیگران برای ظاهرتان
– انجام تمرین و ورزش بیش از حد خصوصاً بر روی ناحیه ای خاص از بدن
– چک کردن مداوم بدن به وسیله انگشتان
– کندن پوست برای لطیف تر شدن آن
– استفاده بیش از اندازه از محصولات برنزه کردن پوست
– وزن کردن دائمی خودتان
– سشوار کردن و یا حالت دادن وسواس گونه موها
– مقایسه دائم خودتان با مدل ها، بازیگران یا افرادی که در خیابان می بینید
– پیگیری عمل های زیبایی و یا استفاده از هر وسیله ای که باعث ایجاد تغییر شکل در ناحیه ای از بدن که شما در مورد آن نگرانی دارید می شود

اختلال بدشکل انگاری بدن و سایر اختلالات :
مبتلایان به این اختلال معمولاً از اختلالاتی چون وسواس جبری، افسردگی ، اختلالات خوردن و اختلال اضراب اجتماعی نیز رنج می برند.

درمان اختلال بدشکل انگاری بدن :

درمان شناختی رفتاری: این نوع درمان به مبتلایان به ابن اختلال می آموزد افکار غیر منطقی خود را تشخیص داده و الگوهای منفی تفکرشان را تغییر دهند. درمانجویان می اموزند که روش های ناسالم فکر و رفتار را شناسایی کرده و آنها را به روش های مثبت جایگزین نمایند.
داروهای ضد افسردگی : شامل مهار کننده های بازجذب سروتونین(SSRIs) که موجب کاهش علائم تکانشی و وسواسی اختلال بد شکل انگاری بدن می شوند.

تنهایی به اندازه ی سیگار کشنده است

تنهایی به اندازه سیگار کشنده است

محققان دانشگاه هاروارد پس از کشف ارتباط بین تنهایی و سطح پروتئین لخته کننده خون دریافتند که تنهایی و انزوای اجتماعی بcigaretteه اندازه سیگار کشنده است.

انزوای اجتماعی سبب فعال شدن سیگنال استرس شده و از این طریق میزان پروتئین لخته کننده خون را افزایش می دهد. این پروتئین فیبرینوژن نام دارد. این مطالعه با بررسی افراد منزوی و افرادی که با دوستانشان معاشرت می کنند نشان می دهد تنهایی میزان فیبرینوژن را افزایش می دهد.

میزان پروتئین فیبرینوژن خون افرادی که با پنج دوست معاشرت می کنند، ۲۰ درصد بیشتر از افرادی است که ۲۵ دوست دارند. افزایش پروتئین فیبرینوژن احتمال سکته مغزی و قلبی را افزایش می دهد. محققان بر این باورند که اثرات بهداشتی رفتارهای اجتماعی حتی بیشتر از رفاه و شرایط اقتصادی خوب است.

مطالعات قبلی نشان داده بود که تنهایی با تضعیف سیستم_ایمنی و افزایش فشار_خون، سبب مرگ زودرس می شود. مطالعات محققان دانشگاه یورک نشان می دهد احتمال سکته قلبی و مغزی در افراد منزوی ۳۰ درصد بیشتر از افراد اجتماعی است. معاشرت با دوستان انگیزه مراقبت های بهداشتی و مراجعه به پزشک و چکاپ را در افراد افزایش می دهد.

محققان تنهایی و انزوای اجتماعی را به طور مستقیم عامل سکته و مرگ قلمداد نمی کنند، بلکه عاملی می دانند که در افزیش احتمال ابتلا به بیماری های قلبی و مرگ موثر است. گرچه انتظار می رود تنهایی بیشتر گریبانگیر افراد میانسال و سالمند باشد، آمار نشان می دهد افراد ۱۸ تا ۳۴ ساله نیز درگیر این معضل هستند.

بیست فوبیای عجیب

۲۰ فوبیای عجیب که ممکن است هرگز در مورد آنها نشنیده باشید

فوبیا به معنای ترس غیرمنطقی است. خیلی از ما با کلاسترفوبیا یا تنگناهراسی و متضاد آن آگورافوبیا یا بازارهراسی آشنایی داریم. در حالی که بعضی افراد از فیلم های ترسناک می ترسند بعضی دیگر آن را به شکل فوبیا تجربه می کنند. همانند مثال فوبیای فیلم های ترسناک این ۲۰ مورد عجیب نیز ممکن است باعث ایجاد ترس های مزمن و غیرمنطقی در افراد شود :

ویکافوبیا : ترس غیر منطقی و عجیب از جادوگران
کینه مورتوفوبیا : ترس عجیب و دائمی از زامبی ها
فازموفوبیا : ترس عمیق از “روح”
اِیلِروفوبیا یا گربه هراسی : ترس غیرمنطقی از گربه و قرار گرفتن آن در مسیر تردد، علی الخصوص در مورد گربه های سیاه
کُلروفوبیا یا دلقک هراسی : شمار زیادی از افراد از دلقک ها می ترسند و دلقک هراسی نامیست که به این نوع ترس داده شده است.
پِدیوفوبیا : ترس عجیب از هرنوع عروسک
نیکتوفوبیا یا ترس از تاریکی : ترس غیرمنطقی و شدید از شب و تاریکی
نِکروفوبیا یا مرده هراسی : گاهی یک نشانه کوچک از مرگ کافیست که افراد دچار مرده هراسی را تا سر حد مرگ بترساند! نِکروفوبیا ترس غیرمنطقی و شدید از مردن و یا اجساد است.
آیچ موفوبیا : ترس عجیب و غیر واقعی از انواع چاقو و وسائل تیز
تِراتوفوبیا : از زمان پخش فیلم هایی در مورد هیولاها ترس شایع و عجیبی با نام تِراتوفوبیا تیز در بین افراد ایجاد شد.
سانگی وُری فوبیا : ترس شدید و غیر واقعی از خون آشام ها
تافوفوبیا : ترس شدید و دائمی از زنده به گور شدن
دوماتوفوبیا : ترس غیرمنطقی از عمارت ها و خانه های بزرگ
کلینوفوبیا : ترس عجیب و غیرمعمول از خوابیدن بر روی تخت خواب
آراکنوفوبیا یا عنکبوت هراسی : ترس شدید و غیرمنطقی از انواع عنکبوت که یکی از شایع ترین فوبیاها می باشد.
اُفیدیوفوبیا : ترس عجیب و غیرمنطقی از مار
سِلِنوفوبیا : ترس شدید و غیرمنطقی از قرص کامل ماه!
لوپوفوبیا : ترس غیرمنطقی از گرگ و افراد گرگ نما، برای بعضی افراد لوپوفوبیا دلیل است برای سلنوفوبیا.
آستِروفوبیا : از زمانی که فیلم های تخیلی ساخته شدند ، آستروفوبیا یا ترس از فضا نیز در میان افراد دیده شد.
اِیلینوفوبیا یا بیگانه هراسی : ترس غیرمنطقی و شدید از موجودات فضایی.

در آخر باید اضافه کنم که فوبیا واقعاً می تواند زندگی افراد را تحت شعاع قرار داده و مختل نماید پس دلیلی برای خندیدن به ترس های عجیب دیگران وجود ندارد. در صورتی که هر کدام از موارد بالا را در خود یافتید که زندگی تان را عمیقاً تحت شعاع قرار داده بود و یا موارد دیگر، حتماً به یک روانشناس مراجعه کنید.

نویسنده : Ronald E Riggio Ph.D