خودزنی دختران در مدارس ایران:اختلال شخصیت مرزی

طی چندسال گذشته، خودزنی و تیغ‌انداختن روی دست، ران پا و حتی سر، به یک روال معمول میان دختران حدود ۱۴ تا ۱۶ سال تبدیل شده‌است. تقریبا چنین رفتاری در بیشتر مدارس کشور دیده می‌شود.
روان‌شناسان بر این باورند که چنین پدیده‌ای بازتاب خشونتی‌است که از جامعه تا خانواده و حتی ساختار نظام آموزشی کشور را هم دربر گرفته‌است. در واقع، خودزنی، آن‌هم در میان دختران، پاسخی خشن به خشونت پیرامون‌شان است. آن‌ها بدن‌شان را هدف قرار می‌دهند چون نمی‌توانند فهمیده شوند.

اختلال شخصیت مرزی یکی از شایعترین انواع اختلالات شخصیت است و متاسفانه رو به فزونی است.

افراد مبتلا به این اختلال، خودانگاره (خودپنداره‌ی) بسیار بی‌ثباتی دارند، روابط میان‌فردی‌شان نیز بسیار بی‌ثبات است. آنان معمولاً سابقه‌ی روابط شدید، اما پرآشوب دارند که معمولاً آرمانی‌کردن مفرط دوستان یا معشوق‌ها را شامل می‌شود اما بعداً به‌سرخوردگی و ناامیدی می‌انجامد.

خشم شدید و نشانه‌های بی‌ثباتی عاطفی و اقدام های مکرر به خودکشی ویژگی های مهم این اختلال است.
بی‌ثباتی عاطفی آنان همراه با سطح بالای تکانش‌گری، اغلب به رفتارهای خود ویرانگری مانند (رانندگی بی‌باک) منجر می‌شود.

اقدامات خودکشی، اغلبه شکل فریبکارانه، بخشی از تصویر بالینی این اختلال است. با این‌حال، این‌گونه اقدامات همیشه فریبکارانه نیستند. جرح خویشتن، ویژگی دیگر این اختلال است. رفتار صدمه‌زدن به خود، با رهایی‌یافتن از اضطراب یا ملالت ارتباط دارد.

این افراد، حساسیت زیادی به شرایط محیطی دارند. آنان ترس‌های شدید مربوط به طرد و رهاشدگی و خشم نامناسب را، حتی در حین مواجهه با یک جدایی کوتاه‌مدت واقع‌گرایانه و یا هنگامی‌که تغییرات غیرقابل اجتناب در نقشه‌ها پیش‌می‌آید، تجربه می‌کنند.

این افراد ممکن است بر این باور باشند که رهاشدگی یا طرد به‌طور تلویحی به این معناست که آنان «بد» هستند. این ترس‌های رهاشدگی، با عدم تحمل تنهایی و نیاز به بودن با دیگران رابطه دارد. کوشش‌های بی‌وقفه‌ی آنان برای اجتناب از طرد و رهاشدگی، ممکن است شامل اعمال تکانشی همچون آسیب‌زدن به خود یا رفتارهای انتحاری باشد.

تشخیص افتراقی

اختلال شخصیت مرزی، اغلب با اختلال‌های خُلقی به‌طور هم‌زمان رخ‌می‌دهد و هنگامی‌که ملاک‌های هر دو اختلال مطابقت کنند، می‌توان هر دو تشخیص را مطرح کرد. چون جلوه‌ی مقطعی اختلال شخصیت مرزی ممکن است شبیه یک دوره اختلال خلقی باشد، متخصص بالینی نباید صرفاً بر مبنای تصویر مقطعی و بدون داشتن اطلاعات مستندی که نشان‌دهنده این الگوی رفتاری باشد ، تشخیص اختلال شخصیت مرزی را مطرح کند.

علل اختلال شخصیت مرزی

-در مورد علل این اختلال شخصیت به عوامل ژنتیک و مغزی و علل اکتسابی یا تجارب ناشاد در دوران کودکی اشاره شده است که به نظر برخی روانشناسان هردو عامل و تعامل آن در ایجاد این اختلال نقش دارد.اما نقش تجارب دوران کودکی خصوصا سه سال اول عمر بسیار مهم است. بی ثباتی مادر به دلائل مختلف،طرد کودک و عدم وجود دلبستگی امن در دوران کودکی،درگیری بین والدین، تنبیه کودک و بی توجهی به احساسات او، طلاق والدین ، والدین گرفتار و ناسازگار و…از علل اصلی این اختلال

 شخصیت است

معرفی کتاب :سایکوسیبرنتیک، روان‌شناسی خلاقیت

این کتاب بسیار مشهور است، کتاب در سال ۱۹۶۰ نوشته شده است و سالهاست که جزو برترین کتاب‌های کلاسیکی که می‌توانند به ارتقای شخصی و زندگی خوانندگان کمک کنند، قرار دارد

نویسنده این کتاب، یک جراح زیبایی برجسته آمریکایی بود به نام مکسول مالتز است که در سال ۱۸۹۹ به دنیا آمد و در سال ۱۹۷۵۵ درگذشت

آدم تصور می‌کند که یک جراح پلاستیک باید مشغول‌تر از آن بوده باشد که کتاب بنویسد و راه زندگی توصیه کند، اما در مورد دکتر مالتز این طور نبود

03-08-2012-11-21-16-pm

خودش در این کتاب در جایی نوشته است

چهل سال است که به کار جراحی پلاستیک مشغولم، در این مدت تصاویر جسمانی صدها، بلکه هزارها انسان را تغییر داده‌ام، کار رضایت‌بخشی دارم، سازنده هستم. چانه‌ها را صاف کرده‌ام، بینی‌ها را تراشیده‌ام، زخم‌های زشت را از صورت‌ها برداشته‌ام، چین و چروک و گوشت‌های اضافی صورت‌ها را محو کرده‌ام

دلیل این همه مراجعه مردم گواه این حقیقت است که آنها به تصویر جسمانی خود اهمیت می‌دهند و چرا ندهند؟ چرا نباید مردم به فکر سر و وضع و قیافه خود باشند؟ انسان عاقل و بالغ همین کار را می‌کند

در نقش جراح پلاستیک به بسیاری از مردم کمک کرده‌ام، تا احساس بهتری از خود پیدا کنند و با این حال، زندگی همه‌اش به صورت زیبا نیست. نیروی دیگری هم هست که می‌تواند می‌تواند جراحات ذهنی شما را پاک کند. این نیرویی است که می‌تواند حتی در دنیای پرآشوب ما و حتی وقتی حوادث برخلاف میل ما اتفاق می‌افتند به ما احساس امنیت بدهد

بحث بر سر تصویر ذهنی ماست.

شکسپیر در داستان هاملت می‌نویسد: «سلاح برگیرید و در برابر دریای مشکلات بایستید

برای رسیدن به زندگی خلاق باید سلاح برگیرید، باید خود را با سلاح‌های پرقدرت مجهز کنید تا به وقت لزوم و در برخوردها با شداید از آن استفاده کنید

در قسمت دیگری از کتاب او روزی از زندگی خود را برایتان تعریف می‌کند که زندگی‌اش را تغییر داد، روزی که او تازه انترن شده بود و پدرش به شوق دیدن پسر در لباس سفید می‌خواست به دیدن او در بیمارستان بیاید. اما به ناگاه، خبری ناخوشایند با تلفن به دکتر مالتز داده شد: پدر او در مسیر راه با کامیون تصادف کرده بود و درگذشته بود. دکتر مالتز در این کتاب شرح می‌دهد که چگونه نه‌تنها از آن شوک به درآمد، بلکه زندگی خلاقی در پیش گرفت.

این کتاب را انتشارات شباهنگ منتشر کرده است