اختلال میل جنسی کم کار

اختلال میل جنسی کم کار

افراد مبتلا به اختلال میل جنسی کم کار به هیچ وجه حس جنسی ندارند و در آن ها تحریکی صورت نمی گیرد حتی علاقه ای به این ندارند که فعالیت جنسی داشته باشند. افراد مبتلا به میل جنسی کم کار به طور مستمر کمبود خیالپردازی و میل جنسی دارند. و این باعث میشود که فرد بسیار پریشانی و مشکلات فردی قابل ملاحظه ای داشته باشد. اختلال میل جنسی کم کار نباید در اثر تاثیر بیماری و یا مصرف مواد مخدر باشد.

افراد مبتلا به اختلال میل جنسی کم کار به طرز غیر عادی نسبت به روابط جنسی و حس جنسی بی میل هستند به طوری که انگار همچین حسی اصلا وجود ندارد. هیچ وقت در زندگی خودشان نیازی به اینکه با شخصی ارتباط جنسی داشته باشند را حس نمی کنند. هیچ گاه این افراد دغدغه ای برای جستجوی روابط جنسی ندارند و اینکه حتی خیالپردازی و تصور هم نمی کنند که این کار را بخواهند انجام بدهند.

علت اختلال میل جنسی کم کار به احتمال زیاد وجود مشکلات روانی دیگر  مثل افسردگی,آسیب های جنسی دیگر یا اینکه فرد نسبت به بدن خودش ناراضی است و یا عدم اعتماد به نفس و عزت نفس پایین است. بعضی از افراد به علت داشتن دوره هایی از استرس و یا مشکلات بین فردی به این اختلال مبتلا می شوند و نسبت به کسانی که از دوره نوجوانی به مسائل جنسی میل ندارند شایع تر است. چون بعضی از افراد مبتلا که این اختلال در آن ها مزمن شده از آغاز بلوغ علاقه ای به مسائل جنسی ندارند.

راه درمان دارو درمانی و آموزش های رفتاری و شناختی و روانکاوی است. که تاثیرات آنها تقریبا باید مکمل هم باشند. دارو درمانی و روان درمانی در این نوع اختلال ها باید در کنار هم و همزمان صورت بگیرد.

اطلاعات بیشتر

خدمات روانشناسی و مشاوره

خدمات روانشناسی و مشاوره

متاسفانه در کشور ما توده مردم از کارایی روان شناسی و نیاز افراد به خدمات روانشناسی و مشاوره اطلاع چندانی ندارند و از اینکه شخصی به روانشناس مراجعه کند متاسف می شوند و در پیش خود می پندارند حتما مشکل روحی روانی داشته، که به روانشناس مراجعه کرده است. علت این امر عدم تمایز بین روان شناس و روانپزشک است که بعضی مواقع حتی قشر تحصیل کرده هم روان شناس را با روان پزشک اشتباه می گیرند مثلا در محاورات مردم شاید شنیده باشید که می گویند: مگر من دیوانه ام به روانشناس مراجعه کنم! در حالی که اصلا روانشناس با افراد دیوانه و مجنون سر و کار ندارد. واقعیت این است که روان‌شناسی یک شاخه علمی از علوم انسانی است که هدفش مطالعه رفتار انسان است. به عبارت بهتر، روان‌شناسی مطالعه رفتار و فرآیندهای ذهنی است. عمر این رشته نسبتا کوتاه است (کمی بیش از یک قرن) اما رشد بسیار چشم‌گیری داشته است؛ به حدی که بیش از ۲۰ رشته تخصصی را شامل می‌شود. اما روان‌پزشک فردی است که در رشته پزشکی تحصیل کرده و بعد از اتمام دوره پزشکی عمومی، دوره تخصصی خود را در رشته روان‌پزشکی یا اعصاب و روان گذرانده است. چنین پزشکی برای درمان بسیاری از بیماری‌ها ملزم به تجویز دارو است. البته احتمال دارد که بسته به نوع بیماری، از رفتار درمانی، روان‌درمانی
مشاور کسی است که به ما یاد می دهد در برابر جنس مخالف چه موضعی داشته باشیم و روح و روان همسر را برای ما تشریح می کند

یا الکتروشوک هم استفاده کند.


همدردی به نام مشاور
حال زمانی که تفاوت روان شناسی با روانپزشکی روشن شد متوجه می شویم که همه ما نیازمند مشاوره و راهنمایی هستیم چرا که مشاور به حرف‌های ما با دقت گوش می‌دهد ولی هرگز درباره ما قضاوت نمی‌کند. به هیچ وجه در نظر او یک دوست ملال‌آور، فرزندی نااهل، یک همسر کج‌خلق یا یک همکار ضعیف نخواهیم بود. به درد و دل ما خوب گوش می‌دهد، آنچه می‌گوییم و حتی آنچه را بیان نمی‌کنیم، از خلال رفتار و گفتارمان متوجه شده و ما را همان طور که فکر می کنیم، با خطاها و اشتباهاتمان می‌پذیرد. هرگز نمی‌پرسد، چرا این گونه زندگی کرده ای، بلکه با ما همدردی می کند و با راهنمایی‌هایش موجب آرامش ما می شود. مشاور روی مشکل ما کار می‌کند و به ریشه‌یابی مساله موجود کمک می‌کند تا ما خود راه‌ حل مشکل‌مان را پیدا کنیم.

نیاز به مشــــاور در مراحل زندگی
بنا بر این ما در همه مراحل چه در انتخاب شغل و چه در انتخاب همسر و… نیازمند مشاوره و روانشناسی هستیم. اما اهمیت مشاوره بیشتر در مسائل خانوادگی خود را نشان می دهد، چون خانواده جایی است که یک فرد ونوسی با فرد مریخی می خواهد زندگی مشترک داشته باشد. این در حالی است که اینها هر کدام از یک سیاره جدا هستند و تفکرات متفاوتی دارند.
لازم است این اشخاص از خصوصیات درونی همدیگر آگاهی داشته باشند و الا هر آن ممکن است به همدیگر صدمه بزنند و باعث رنجش روح و روان یکدیگر شوند. برای این امر نیاز هست با مشاوری

همیشه مشاور نقش تنش زدایی ندارد، بلکه در بعضی مواقع ما را برای برنامه ریزی بهتر و دقیق تر رهنمون می سازد، مثلا اینکه کی بچه دار شویم؟

امین و متخصص صحبت شود تا راهکارهای مناسب به زوجین آموخته شود. بنا به دلایل ذیل زوجین باید به مشاور مراجعه کنند.

تفاوت های فردی
همان گونه که در بالا اشاره شد زن و شوهر از دو جنس متفاوت می باشند و علاوه بر این ارزش های متفاوتی دارند که بایستی به یک نقطه مشترک برسند تا از زندگی لذت کافی ببرند.
زندگی بهتر
قطعا کسانی که زبان همسر خود را می فهمند یا به زبان عامیانه وی را درک می کنند، زندگی شیرین تری دارند. مشاور کسی است که به ما یاد می دهد در برابر جنس مخالف چه موضعی داشته باشیم و روح و روان همسر را برای ما تشریح می کند. migna.ir طبیعی است وقتی ما بتوانیم خواسته های درونی همسرمان را درک کنیم زندگی خوبی خواهیم داشت.

برنامه ریزی بهتر
همیشه مشاور نقش تنش زدایی ندارد بلکه در بعضی مواقع ما را برای برنامه ریزی بهتر و دقیق تر رهنمون می سازد مثلا اینکه کی بچه دار شویم؟ یا چطور بچه خوب و سالمی به دنیا بیاوریم؟ یا چطور فرزندان خود را تربیت کنیم؟ همه و همه از کارهای یک مشاور متخصص است که با راهنمایی و مشاوره برنامه های کوتاه مدت و میان مدت برای خانواده ها ارائه می کند که حتی در مورد مسائل اقتصادی نیز می تواند مشکل گشا باشد.

استفاده از تجربه مشاور
مشاوران علاوه بر تخصص و تحصیل در زمینه روان شناسی و علوم نوین صاحب تجربه هم هستند و چه بسا مشکلی که ما احساس می کنیم لاینحل است. حال آنکه مشاور چندین مورد را قبل از ما حل کرده است، لذا با اتکا به تجربه او می توانیم مشکلات سخت زندگی را حل کنیم و از عواقب احتمالی آن در آینده در امان بمانیم. چون همه چیز را نباید در زندگی خودمان تجربه کنیم بلکه باید از زندگی دیگران تجربه بگیریم.
منبع: www.migna.ir

 

لجبازی کودک

لجبازی کودک

بخاطر لجبازی کودک به هزار و یک راه متوسل شده‌اید اما فرزندتان به هیچ صراطی مستقیم نیست . حرف خودش را می‌زند، کار خودش را می‌کند و به شیوه خودش، خرابکاری‌هایش را ادامه می‌دهد. در این شرایط هیچ بعید نیست که دست به دامن تهدید و خط و نشان کشیدن شوید: «اگر به کارهایت ادامه دهی به پدرت می‌گویم تنبیهت کند»، «اگر زودتر دست و صورتت را نشویی از ناهار خبری نیست»، «اگر از خواهرت عذرخواهی نکنی آن وقت تو را به میهمانی نمی‌برم»… همه این اگر و آن وقت‌ها در ذهن بچه‌ها یک معنای مشخص دارند: جنگ شروع شده! این اعلام جنگ شما که به تهدید آغاز می‌شود بچه‌ها را به لجبازی وادار می‌کند.

لجبازی در کودکان معمولاً از سن یک سالگی آغاز می‌شود و می‌تواند با رفتارهای نادرست اطرافیان در کودک نهادینه شود. اما چرا بچه‌ها لجبازی می‌کنند؟ چون می‌خواهند نظر خودشان را ابراز کرده، جایگاه خود را به بزرگترها نشان دهند و در یک کلام خودشان را نشان دهند. این وضعیت شاید برای بچه‌های یکی دو ساله معنا نداشته باشد اما برای کودکان بزرگتر، صدق می‌کند.

کودکان لجبازی می‌کنند، چون می‌خواهند دیده شوند. وقتی آنها را نمی‌بینید، زورگویی می‌کنید، به پرخاشگری متوسل می‌شوید یا بدون پرسیدن نظر آنها، کار خودتان را می‌کنید، در واقع دارید فرزندتان را به سمت لجبازی بیشتر سوق می‌دهید. کودک نیازمند استقلال داشتن است و گاه برای به دست آوردن این استقلال، لجبازی می‌کند. از سوی دیگر، کودکان گاهی به دلیل خشم‌های ابراز نشده، با نافرمانی یا پافشاری روی یک رفتار، سعی در عصبانی کردن شما دارند. این رفتار هم برچسب لجبازی می‌خورد اما عاملی متفاوت باعث شکل‌گیری آن شده است.

برای آنکه احتمال بروز رفتار پرخاشگرانه در کودکتان کاهش یابد:
سرخود عمل نکنید؛ نظر کودک را بپرسید و به او استقلال عمل بدهید.
از سیستم تشویق استفاده کنید. در ازای رفتار مناسب، به او پاداش دهید و در ازای رفتار اشتباه، پاداش را حذف کنید.
اگر کودک برای رسیدن به مطلوب خود چه درست و چه نادرست شروع به گریه یا داد کشیدن کند به او بی‌توجه باشید تا یاد بگیرد روش رسیدن به خواسته‌هایش لجبازی و داد و قال نیست.
کودک را وادار به عجله و شتاب زدگی نکنید. وقتی به فرزندتان فشار بیاورید، او نمی‌تواند شرایط را تحمل کند و در نهایت با یکدندگی سعی می‌کند با شما به مقابله برخیزد. حواس کودک را پرت کنید. وقتی کودک لجبازی می‌کند، با تغییر دادن مسیر توجه او، جلوی ادامه وضعیت ناخوشایند را بگیرید. خودتان الگوی خوبی باشید. لجبازی نکنید تا فرزندتان لجبازی کردن را نیاموزد. در زندگی همیشه منطقی و با تدبیر عمل کنید؛ به این ترتیب فرزندتان یاد می‌گیرد که در مواجهه با خشم یا شرایط غیردلخواهش چطور باید رفتار کند.

منبع: www.migna.ir

اطلاعات بیشتر