سندرم آشیانه خالی

سندرم آشیانه خالی

سندرم آشیانه خالی نوعی حس تنهایی و افسردگی است که بعد از اینکه فرزندان بزرگ می‌شوند و خانه را ترک می‌کنند، برای والدین اتفاق می‌افتد.
 سندرم آشیانه خالی به احساس افسردگی، ناراحتی و اندوهی اطلاق می‌شود که توسط والدین یا سرپرست بچه‌هایی که بزرگ شده و خانه پدری خود را ترک می‌کنند، تجربه می‌شود. این می‌تواند بعد از رفتن بچه‌ها به دانشگاه در شهری دیگر و یا ازدواج آنها و مستقل شدنشان باشد. احتمال ابتلای خانم‌ها به این مشکل بیشتر از آقایان است.

در چنین مواقعی که خانه از بچه‌ها خالی می‌شود، مادرها هم معمولاً به بعضی دوران‌های حساس زندگی خود، مثل یائسگی یا مراقبت از پدر یا مادر سالخورده خود نزدیک شده‌اند. البته این به آن معنا نیست که مردها به هیچ وجه به این مشکل مبتلا نمی‌شوند. مردان نیز ممکن است احساساتی مشابه با فقدان‌های مربوط به دوری فرزندان را تجربه کنند.

این روزها بیشتر مادران شاغل هستند و به همین دلیل وقتی بچه‌ها خانه را ترک می‌کنند دچار افسردگی کمتری می‌شوند. همچنین این روزها تعداد جوانان بین ۲۵ تا ۳۴ سالی که با والدین خود زندگی می‌کنند بسیار بیشتر از سابق شده است. روانشناسان عقیده دارند این دسته از جوانان خواهان مسئولیت‌های کم دوران کودکی و مزایای دوران بزرگسالی به صورت یکجا هستند. همچنین ممکن است بخاطر مشکلات اقتصادی، طلاق، ادامه تحصیل، مشکلات اعتیاد یا نقل مکان‌های موقتی، فرزندان به خانه پدری خود برگردند.

علائم
احساس ناراحتی در چنین مواقعی کاملاً طبیعی است. همچنین عادی است که بخواهید در زمان غیاب فرزندتان اوقاتی را در اتاق او بگذرانید تا احساس نزدیکی بیشتری به او کنید. اگر احساس می‌کنید دچار سندرم آشیانه خالی هستید، واکنش‌های خود و طول مدت آنها را تحت‌نظر بگیرید. اگر احساس می‌کنید که زندگی مفید شما به پایان رسیده است یا زیاد گریه می‌کنید و یا آنقدر ناراحت هستید که دوست ندارید دوستان و‌ آشنایانتان را ببینید یا سر کار بروید، بهتر است با یک متخصص مشورت کنید. علل— همانطور که قبلاً اشاره شد، وقتی زنی در مرحله‌ای از زندگی خود قرار دارد که بچه‌ها در حال ترک خانه هستند، ممکن است نزدیک به سایر تحولات زندگی خود مثل یائسگی یا کنار آمدن با نگهداری از والدین پیر خود هم باشند. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که کیفیت رابطه والدین فرزند در چنین شرایطی عواقب مهمی برای هر دو طرف دارد. والدین وقتی توانسته باشند رابطه خوبی با فرزندان خود برقرار کنند، با انتقال به آشیانه خالی فواید بسیار زیادی می‌برند. دشمنی، کناره‌گیری و تضادها در روابط بین والدین و فرزندان، حمایت و پشتیبانی میان‌نسلی را در زمانی که فرزندان در آغاز جوانی بسیار به آن نیاز دارند و والدین در آستانه پیری کاهش می‌دهد.

در گذشته تصور می‌شد که خانم‌ها بعد از رفتن فرزندانشان از خانه بسیار در معرض ابتلا به افسردگی هستند و دچار فقدان هویت و هدف می‌شوند. اما مطالعات افزایش در ابتلا به بیماری‌های افسردگی را در این مرحله از زندگی در خانم‌ها تایید نکرد.

درمان‌ها
زمانیکه دوری فرزند ناراحتی و اندوهی شدید در والدین ایجاد کند، قطعاً نیاز به درمان خواهد بود. باید هر چه سریعتر احساسات خود را با پزشک خود مطرح کنید. ممکن است نیاز به استفاده از قرص‌های ضدافسردگی داشته باشید و برای کنترل احساساتتان باید با متخصص روانشناس صحبت کنید. در عین حال سعی کنید از دوستانتان حمایت بگیرید و با خودتان مهربان باشید.
راه‌های عملی مختلفی وجود دارد که کمکتان می‌کند احساس بهتری پیدا کنید.
بعنوان مثال: زمان و انرژی که قبلاً صرف فرزندتان می‌کردید را الان به قسمت‌های مختلف زندگی خودتان اختصاص دهید. می‌توانید به سرگرمی‌ها و فعالیت‌های قبل از بچه‌دار شدن خود برگردید. باید سعی کنید با نقش جدید خود در زندگی فرزندتان و همچنین تغییری که در هویتتان بعنوان پدر یا مادر صورت گرفته است، کنار بیایید. رابطه شما با فرزندتان شبیه به رابطه دو همسال خواهد شد و باید سعی کنید حریم‌شخصی بیشتری برای او قائل شوید.
بسیاری پیشنهاد می‌کنند که تا قبل از جدا شدن فرزندتان و رفتن آنها از خانه خودتان را برای آشیانه خالی آماده کنید. باید برای خود دوستی‌ها، سرگرمی‌ها، کار و فرصت‌های تحصیلی پیش آورید، وقتی همه هنوز زیر یک سقف زندگی می‌کنید، با خانواده برنامه بریزید تا بعدها افسوس این فرصت‌ها را نخورید: مسافرت‌های خانوادگی، گپ‌های طولانی و تفریحات دسته‌جمعی. برای پول و زمان اضافه‌ای که دارید برنامه‌های خاص ترتیب دهید.

منبع: www.migna.ir

سوگ عاطفی:عزاداری برای ناکامی های روابط عاطفی

 سوگ عاطفی

برای همه ی ما جدایی از یار و به قول معروف شکست از عشق ممکن است پیش بیاید و دچار غم واندوه شویم و در روند زندگیمان دچار مشکل شویم. در این زمان نشانه هایی از افسردگی در ما بروز می کند به عنوان مثال  پس از این رویداد نشانه هایی از مشکلات گوارشی، به هم خوردن نظم خواب، عدم میل و رغبت و علاقه به زندگی، احساس گناه، احساس خشم، غم و… دیده می شود.

امروزه مبحث جدیدی در روانشناسی مطرح میشود و تاکید زیادی بر آن وجود دارد مفهوم سوگ عاطفی است. وقتی عزیزی را از دست می دهیم وارد مرحله سوگ میشویم. غم و اندوه بزرگی در وجود ما قرار میگیرد طوری که فکر می کنیم که از این احساس مانذگار است. در روابط عاطفی نیز همینگونه است و ما بعد از شکست عاطفی و جدایی به سوگ مینشینیم که در اصطلاح به آن سوگ عاطفی میگویند.

 سوگ در لغت

سوگ پاسخ و عکس‌العملی به از دست دادن فرد یا چیزی که متعقل به یک گروه خاص است خطاب می‌شود.

عوارض سوگ ممکن است به از دست دادن تمرکز یا مشکلات جسمی باشد که ابعاد عاطفی، رفتاری، فلسفی یا اجتماعی دارد. سوگ یکی از عوامل ایجاد غم نیز می‌باشد.

زمانی که ما از شخصی به هر دلیلی جدا می شویم دچار احساس ناراحتی و خشم,تحریک پذیری,احساس گناه,افسردگی و نبود لذت از زندگی و در آخر احساس اضطراب می کند. در بعضی از موارد که شدت این موضوع زیاد است فرد ممکن است دست به خود کشی بزند.معمولا دوره سوگ عاطفی بین ۳ تا ۶ ماه است که اگر بیشتر از این مدت به طول انجامید فرد دچار بیماری روانی شده است.

ما باید بدانیم که همه ی ما انسان هستیم و این اتفاق را می توانیم تجربه کنیم. بهترین کار برای جلوگیری از بروز سوگ عاطفی آماده کردن خود با این موضوع است که رابطه ای که داریم ممکن است به جدایی برسد با این کار بعد از سوگ عاطفی احتمال بروز مشکلات روحی و جسمی کاهش می یابد.

نکته ای که بسیار مهم به شمار میرود این است که دو نفری که از هم جدا می شوند بعد از مدت کوتاهی خواهان این می شوند که دوباره به سوی هم بازگردند اما این کار اشتباه است زیرا وقتی در رابطه ای جدایی پیش آمد این دفعه دو طرف دائما به این موضوع فکر میکنند که ممکن است دوباره از هم جدا شوند و ممکن است این دفعه به صورت بدتری جدا شوند که تاثیر بد تری نسبت به قبل در اشخاص به وجود می آورد. افراد می توانند ه خاطرات مثبت و خوبی که در این مدت با یکدیگر داشته اند و حتی به مسائلی که یاد گرفته اند و تجربه کردند فکر کنند. بعضی جدایی ها به نفع اشخاص است و اگر آنها به این موضوع دقیق فکر کنند بعد از مدت کوتاهی می توانند به زندگی عادی خود برگردند. و باید توجه کرد که باز هم میتوان یار مناسب را پیدا کرد و بعد از گذر از سوگ عاطفی می توان شاد بود. فقط باید به خود فرصت دهیم.

شدت سوگ عاطفی بستگی به مدت رابطه ی عاطفی دارد. گفته میشود که در زنان بیشتر از مردان این اتفاق می افتد اما در بین دو جنس سوگ عاطفی وجود دارد فقط نوع و شدت آن متفاوت است و دلیل اینکه بیان می شود که آمار زنان بیشتر از مردان است به خاطر این است که  برای زنان ابهام در اینکه جدا شده اند یا خیر وجود دارند و بیشتر انتظار برای بهبود وضعیت دارند و به راحتی و صراحت نمیتوانند عشق را بیان کنند و در نتیجه تکلیف خود را دقیق نمی دانند اما در مردان با توجه به اینکه بعد از نه شنیدن نا امید می شوند و مستقیم به سوگ عاطفی می رسند. اما سوگ عاطفی را دو طرف تجربه می کنند.

خیلی مهم است که بعد از جدایی به سوگ عاطفی برسیم و آن را پشت سر بگذاریم زیرا بعد از آن می توانیم برای انتخاب شخص دیگر درست تصمیم بگیریم. هر نشانه ای که از طرف مقابل دریافت و یا ” نه” را واضح نشنیده باشیم و یا حتی اینکه شخص به طور قطعی رابطه را تمام نکرده باشد و اطمینان نداشته باشد از جدایی به سوگ عاطفی نخواهیم رسید و دائما در حال انتظار و امید برای بازگشت وجود دارد که این موضوع باعث بروز اختلال روانی برای فرد می شود.

مراحل سوگ عاطفی همانند سوگ و به ترتیب زیر است:

  1. انکار: زمانی است که فرد درک درستی از جدایی را ندارد و آن را نمی پذیرد.
  2. خشم: نوعی مکانیسم دفاعی برای جلوگیری از افسردگی است که به صورت پرخاشگری صورت میگیرد و فرد به دنبال مقصر میگردد.
  3. غم و اندوه: فرد بعد از مرحله انکار و کم شدن خشم شما دچار غم می شود و آن را یه صورت گوشه گیری و گریه نشان می دهد.

۴٫چانه زنی: کنار آمدن و تمرین کردن با خود و بررسی وضعیت موضوع

  1. پذیرش: فرد وضعیت را پذیرفته است و می تواند درست تصمیم گیری کند و به زندگی عادی بدون وجود شخص مورد علاقه اش بر گردد.

درمان

فردی که در سوگ عاطفی قرار دارد باید گریه کند اگر نتواند غم خود را تخلیه کند مزمن می شود و به افسردگی شدید تبدیل می شود. گریه کردن یکی از مهمترین درمانهای سوگ عاطفی است. شخصی که در سوگ عاطفی را پشت سر می گذارد را باید مراقب بود و به او اجازه داد تا هر زمانی که می خواهد گریه کند اوباید به خاطر جدایی و شکست سوگواری کند چرا که به غیر از این حالت او دیگر نمی تواند به حالت اول خود باز گردد.

او را سرزنش نکنید و یا زخم زبان نزنید و اصلا رابطه اش را کوچک و بی اهمیت نشمارید چون نه تنها که بهبود نمی آید بلکه بدتر نیز می شود. صحبت کردن از خاطرات حتی بارها و بارها او را آرام میکند سعی نکنید که او را متوقف کنید. همانطور که شخصی عزادار است و نیارمند همدردی و حمایت است شخصی که سوگ عاطفی را میگذراند نیز عزادار است چون شخصی را که دوست داشته است را از دست داده است در نتیجه با هم باید همدردی کرد.

به شخصی که در سوگ عاطفی است نباید برای رهایی از این حالت پیشنهاد شروع رابه ای جدید داد زیرا در این حالت شخص فرد جدید را با فرد قبلی مقایشه می کند و در حالت تعارض قرار می گیرد و ممکن است در انتخاب خود عجله کند در نتیجه برای پوشش تنهایی و غم خود مشکلات منفی طرف مقابل را نادیده بگیرد و رابطه ی غلط دیگر و عواقب بدتری پیش رویش قرار گیرد. باید صبر کرد و اجاره داد تا سوگ عاطفی پایان یابد. برای درمان حالتهای شدید تر و اگر بیشتر از ۶ماه به طول انجامید باید از روانشناس و روانپزشک کمک گرفت. مخصوصا در این موارد روانشناسان حمایتی و گروه درمانیها تاثیر زیادی در روند بهبودی فرد دارد.

اطلاعات بیشتر و یا در لینک 

درمان افسردگی حاد

افسردگی بیماری قرن است و در جوامع امروزی به سرعت در حال گسترش است.حال این سئوال مطرح میشود که اگر فردی به این بیماری دچار شد چه راه های درمانی برای رهایی از آن وجود دارد؟
در زیر به معرفی درمان های رایج افسردگی حاد میپردازیم.

درمان افسردگی حاد

 

برای درمان افسردگی راه های گوناگونی وجود دارد. برای افسردگی حاد باید از دارو درمانی همراه با مداخلات روان درمانی استفاده کنیم. باید این نکته را مورد توجه قرار دهیم که برای درمان اختلالات روانی حاد علاوه بر دارو درمانی باید از روان درمانی نیز بهره ببریم چون این درمانها مکمل هم هستند. دارو های روانی حتما باید با تجویز روان پزشک مصرف شود.

برای افسردگی اساسی می توان از دارو درمانی و درمان های روانشناختی استفاده کرد.یکی از روشهایی که باعث سریعتر شدن روند درمان افسردگی اساسی میشود درمان با الکتروشوک (ECT ) است. این روش برای زمانی مناسب است که افسردگی اساسی همراه با نشانه های روان پریشانه باشد و یا فرد درمقابل دارو درمانی مقاوم شده باشد.همچنین زمانی که داروها برای بیمار عوارض جانبی داشته باشد.

در افسردگی حاد بنا بر شدت آن میتوان از روشهای روان درمانی های زیر استفاده کرد:

 

درمانهای شناختی.

این روش به وسیله تغییر و اصلاح باورهای شناختی که فرد از زندگی خود دارد صورت می گیرد و احساس نا امیدی و بی هدفی در طول زندگی گذشته حال و آینده فرد را مور د تحلیل قرار می دهند. یک سری تمرین هایی توسط درمانگر به مراجع در جهت اصلاح شناختهای منفی داده می شود این تمرین ها باید در منزل انجام گیرد.

درمانهای رفتاری.

از تکنیک شرطی سازی کلاسیک و شرطی سازی عامل استفاده می شود و به دلیل کوتاه مدت بودن این روش درمان به آسانی انجام می شود.روند درمانی به صورت سازمان یافته  و کوتاه مدت است

درمانهای بین فردی.

بیشتر به مسائلی که رایج و عادی بین افراد و زندگیهای شخصی است میپردازد.بسیار آسان و کوتاه مدت ومخصوص کسانی است که یک قطبی هستند.

روانکاوی.

برای کاهش نشانه های مزمن شده افسردگی به صورت طولانی مدت بیمار تحت درمان قرار می گیرد و در صدد کاهش و فهم انگیزش های نا خود آگاه که باعث ایجاد افسردگی شده است می پردازد.

درمان گروهی.

روش مناسبی به شمار می آید اما زمانی که بیمار خودکشی کرده باشد این درمان توصیه نمی شود.اما در باقی موارد برای تخلیه هیجانی و بحث در باره اینکه چه تجربه هایی هر بیمار ا آن روبرو بوده مفید است.

اختلالات افسردگی

در زیر به  شرح مختصری از انواع افسردگی  میپردازیم. نباید این نکته را فراموش کنیم که این طبقه بندی ها به صورت کلی بیان

شده اند و بعضی از اختلالات به طبقه های کوچکتر تقسیم میشوند. هر کدام از اختلالات علایم و درمان و طول درمان های مختلفی

دارند.

اختلال افسردگی اساسی:

 

به آن اختلال یک قطبی نیز گفته می‌شود. ویژگی اصلی این اختلال یک دوره زمانی حداقل دو هفته‌ای است که در ضمن آن یا خلق

 افسرده یا بی علاقگی و یا فقدان احساس لذت تقریباً در همه کارها وجود دارد. همچنین فرد باید دست کم چهار نشانهٔ دیگر از جمله

تغییر در اشتها و یا وزن، خواب، و کارهای روانی-حرکتی، کاهش نیرو، احساس بی‌ارزشی یا گناه، مشکل در تفکر، تمرکز یا

تصمیم‌گیری، یا افکار عودکننده دربارهٔ مرگ و خودکشی، طرح نقشه و یا اقدام برای خودکشی را داشته باشد. یکی از شایع‌ترین

تشخیص‌های روانپزشکی است که مشخصه آن خلق افسرده و با احساس غمگینی، اعتماد به نفس پایین و بی‌علاقگی به هر نوع فعالیت

 و لذت روزمره مشخص می‌شود؛ چیزی که از آن به عنوان «سرماخوردگی روانی» یاد می‌شود. کی از انواع افسردگی اساسی است

 به این صورت که وقتی یک بیماری افسردگی شدید با علائمی از سایکوز (روان پریشی) همراه می‌شود، بروز می‌کند

سایکوزها می‌توانند به شکل توهمات (مانند شنیدن صدایی که به آنها می‌گوید آنها انسانهای خوبی نیستند یا بی فایده‌اند)، هذیان (مانند

 احساس شدید بیهودگی، شکست یا انجام گناه) یا قطع رابطه با واقعیت به هر شیوهٔ دیگری باشد.

افسرده‌خویی:

 

شدت اختلال افسرده خویی که قبلاً روان نژندی ملال انگیز نامیده می‌شد، کمتر از اختلال افسردگی اساسی است. این اختلال از نظر

 شدت خفیف تا شدید است، اما شاخص اصلی مزمن شدن آن است. در زنان شدیدتر و متداولتر از مردان هست و شروع آن تدریجی

 است.

پروفسور بک و همکارانش ،یکی از معتبرترین تست های افسردگی را طراحی کرده اند که به دقت ،افسردگی و درجات مختلف آن

را می سنجد. افسرده خویی اغلب در آنهایی که دارای تاریخچه طولانی استرس یا فقدان ناگهانی (یکی از بستگان) هستند روی

 می‌دهد. اغلب با اختلالات روان پزشکی دیگری از قبیل سوء مصرف مواد، اختلالات شخصیتی و اختلال وسواسی اجباری همراه

هست. عموماً شروع آن در افراد بیست تا سی ساله‌است. اگر چه یک نوع زودآغاز قبل از بیست و یک سالگی نیز وجود دارد و در

 میان بستگان درجه اول با اختلال افسردگی اساسی رواج بیشتری دارد.

افسردگی فصلی:

 

به نوعی از افسردگی گفته می‌شود که در طول یک دوره خاص از سال (عموماً زمستان) اتفاق می‌افتد و قابل پیشگیری است ولی

 می‌تواند بسیار خطرناک و جدی باشد.سستی مفرط، روحیه پایین و خواب‌آلودگی زیاد از علائم عمده آن می‌باشد. کمبود نور علت

 عمده این اختلال محسوب شده و برای درمان آن از نوردرمانی استفاده می‌کنند.

افسردگی پس از زایمان:

 

 نوعی افسردگی است که به فاصله کوتاهی پس از زایمان ممکن است ظاهر شود. این افسردگی در ۵ تا ۲۵ درصد از زنان دیده

 می‌شود. بی‌خوابی شدید، بی‌ثباتی خلق و احساس خستگی از علائم شایع آن است. باورهای هذیانی و فکرهای خودکشی و دیگرکشی

(نسبت به نوزاد) ممکن است پدید آید. به همین جهت با توجه به در خطر انداختن جان مادر و فرزند ممکن است از فوریت‌های

پزشکی شمرده شود. علائم و نشانه ها علائم و نشانه های غم زایمان و افسردگی پس از زایمان شامل موارد زیر است: – خشم –

احساس بی ارزشی، بی کفایتی، شکست یا گناه – گریه کردن – بی صبری و زودرنجی (حساس بودن) – بی قراری – غمگینی –

خستگی، بی خوابی یا بدخوابی – نوسانات خلق این علائم و نشانه ها با غم پس از زایمان (که می تواند همراه با احساس تنهایی،

اضطراب، گیجی و فراموشکاری باشد) از چند روز تا چند هفته از بین می روند. چنین علائمی با افسردگی پس از ازیمان شدیدتر و

 با دوام تر هستند. ممکن است با توانایی عملکردتان تداخل کند و می تواند مضافاً شامل موارد زیر باشد: – احساس کرختی احساسی

یا حس گیر افتادن – ترس از آسیب زدن به خود یا به نوزاد – تمرکز و تفکر مختل – عدم احساس لذت در زندگی – کاهش علاقه به

فعالیت جنسی – افزایش یا فقدان توجه به نوزاد – کاهش وزن یا وزن گیری قابل توجه – دوری گزینی از خانواده یا دوستان سردرد،

 درد قفسه سینه، تپش قلب، کرختی یا افزایش تنفس ممکن است اتفاق بیفتد، گرچه اینها علائم اصلی افسردگی نیستند.

اختلال دوقطبی:

 

افسردگی دو قطبی که از آن به جنون افسردگی هم یاد می شود با تغییرات دوره ای حالت ها و رفتار بیمار شناخته می شود. دوره

های افسردگی با دوره های دیوانگی ادامه پیدا می کند، که می تواند شامل رفتار های هیجانی، زیاده روی ، تند صحبت کردن، کم

خوابی و بی خوابی باشد. معمولاً تغییر رفتار و حالات از یک حالت شدید به دیگری تدریجی انجام می شود به طوریکه یک رفتار

 جنون آمیز ممکن است برای چندین هفته به طول بینجامد. زمانیکه شخص در حالت غم و افسردگی به سر می برد علائم و نشانه

های افسردگی ماژور را  از خود بروز می دهد. هر چند درمان های متفاوتی برای افسردگی دو قطبی وجود دارد اما درمان هایی که

برای افسردگی دو قطبی وجود دارد آنرا تبدیل به یکی از بدترین انواع افسردگی کرده است.

پایگاه خبری تحلیلی پارسینه

یاد بگیر دات کام ترجمه: علی یزدی مقدم    http://goo.gl/N6jWhG

جام جم آنلاین

ویکی پدیا

افسردگی

افسردگی چیست؟

افسردگی یک بیماری روانی‌ست که باعث احساس غم و ناراحتی مداوم و از دست‌دادن علاقه می‌شود. اکثر افراد بعضی از مواقع احساس نارحتی، افسردگی و غم می‌نمایند، احساس افسرده و

غمگین بودن واکنشی طبیعی بدن به مشکلات زندگی و از دست‌دادن چیزها و کسانی که به آنها علاقه داریم، می‌‌باشد. اما زمانیکه این احساس غم و اندوه شدید، بی‌امیدی، بی‌چارگی و بی‌ارزشی

بیشتراز ۶ ماه طول کشد  شما دچار بیماری افسردگی شده‌اید و باید به روانشناس و در حالتهای شدیدتر به روانپزشک مراجعه نمایید.

افسردگی بیماری افسردگی بر طرز فکر، احساس و رفتار شما تاثیر می‌گذارد. افسردگی می‌تواند، باعث ابتلای به انواع بیماری‌های جسمی و روانی شود. افراد افسرده ممکن‌است در انجام وظایف

روزانه ناتوان بوده و حتی احساس کنند، زندگی ارزش زندگی کردن ندارد. برخلاف تصور افراد افسردگی فقط یک ضعف و ناتوانی نیست و نمی‌توان آنرا به سادگی نادیده گرفت، بلکه یک

بیماری مزمن مانند دیابت، فشارخون و … است که باید برای درمان آن اقدام کرد. اکثرافراد مبتلا به بیماری افسردگی بعد از مصرف دارو، جلسات مشاوره و یا سایر اشکال درمان، بهبود

می‌یابند.

علایم بیماری افسردگی

برطبق انستیتوی ملی سلامت روانی آمریکا، افرادیکه درچار اختلال افسردگی هستند، علایم و نشانه‌های یکسانی ندارند. بعضی از علایم معمول و متداول افسردگی شامل:

  • مشکل در تمرکز، یادآوری جزئیات و تصمیم‌گیری
  • خستگی و کاهش انرژی
  • احساس گناه، بی‌ارزشی و یا درماندگی
  • بدون امید به آینده و بدبینی
  • بیخوابی، بیدار شدن صبح زود و یا خواب زیاد
  • بیقراری و نا‌آرامی
  • ازدست دادن علاقه به فعالیت‌های لذت بخش، شامل رابطه جنسی و …
  • از دست دادن لذت به زندگی
  • پرخوری عصبی و یا کاهش اشتها
  • سردرد، گرفتگی عضلات و یا مشکلات گوارشی
  • کاهش میل جنسی
  • گریه کردن بدون هیچ دلیل خاصی

نشانه‌های افسردگی در کودکان و نوجوانان می‌تواند، شامل:

  • در کودکان نشانه‌های افسردگی شامل، ناراحتی، بیقراری، نگرانی و ناامیدی باشد.
  • نشانه‌های افسردگی در نوجوانان شامل، اضطراب، عصبانیت و دوری از اجتماع باشد.
  • تغییر در طرز تفکر و برنامه خواب هم یکی دیگر از علایم معمول هم در نوجوانان و هم در کودکان می‌باشند.
  • در کودکان و نوجوانان، افسردگی در کنار سایر بیماریها شامل اضطراب و یا اختلال کم توجهی و بیش‌فعالی رخ می‌دهد.
  • کودکان دچار بیماری ممکن‌است در انجام وظایف مدرسه دچار مشکل شوند.
  • برای بعضی از افراد علایم افسردگی آنقدر شدید است، که فهمیدن آن به سادگی ممکن می‌باشد، اما بعضی دیگر بدون اینکه بدانند، چرا احساس غم و ناراحتی می‌کنند.

انواع افسردگی

 

  • اختلال افسردگی اساسی
  • افسرده‌خویی
  • اختلال عاطفی فصلی
  • اختلالات افسردگی
  • افسردگی پس‌زایمانی
  • افسردگی (حالت)

دلایل ابتلا به افسردگی

انتقال دهنده های عصبی. این مواد شیمیایی طبیعی مغزی با حال و حوصله شما ارتباط مستقیم داشته و نقش کلیدی در افسردگی ایفا می‌کند.

هورمون‌ها. تغییر در سطح هورمون‌های بدن، می‌تواند عامل ابتلا به افسردگی باشد.

عادات ارثی. افسردگی در افرادیکه در خانواده‌شان سابقه افسردگی دارند، شایع‌تر است.

حوادث زندگی. حوادثی خاص همچون مرگ یا از دست‌دادن کسانی‌که دوستشان دارید، مشکلات مالی و استرس شدید، می‌تواند باعث ابتلای شما به افسردگی شود.

آسیب‌ها و مشکلات کودکی. آسیب‌های و حوادثی شامل، از دست دادن والدین، تجاوز جنسی و … می‌تواند تاثیرات دائمی بر مغز گذاشته و خطر ابتلای به افسردگی را افزایش دهد.

 

چه کسانی در خطر ابتلا به افسردگی هستند؟

  • زنان
  • کسانیکه در خانواده‌شان سابقه افسردگی وجود دارد
  • تجربیات آسیب زننده در کودکی
  • افرادیکه دوستانشان افسرده هستند
  • کسانیکه اعضای خانواده و یا کسانیکه دوست داشته‌اند را از دست داده‌اند
  • کسانیکه به تازگی زایمان کرده‌اند (افسردگی پس از زایمان)
  • کسانیکه سابقه افسردگی دارند
  • کسانیکه به بیماریهای خطرناک از قبیل سرطان، دیابت، بیماری‌های قلبی، آلزایمر و یا اچ ای وی/ ایدز
  • کسانیکه عادات شخصیتی و رفتاری خاصی دارند، مثلا افراد بسیار وابسته، بدون عزت نفس، بدبین و …
  • معتادان به الکل و موادمخدر
  • افرادیکه داروهای خاصی از جمله، داروی فشارخون، قرص خواب و یا سایر داروهای خاص
  • انواع بیماری افسردگی

افسردگی درمان نشده، می‌تواند باعث بوجود آمدن مشکلات عاطفی، رفتاری و جسمی‌ شود. این عوارض می‌توانند شامل:

  • اعتیاد به الکل
  • اعتیاد به مواد مخدر
  • اضطراب
  • مشکلات درسی و یا کاری
  • مشکلات خانوادگی
  • منزوی شدن
  • خودکشی
  • آسیب رساندن به بدن، مثلا زخم کردن خود
  • شیوع بیماری افسردگی

سایت پزشکی و مجله سلامتی راستینه