شش نشانه ی ظریف که بدانید یک نفر خودشیفته است

افراد خودشیفته ی زیادی هستند که می توانید آنها را به یک نگاه تشخیص دهید. نوع ”بزرگنما”ی خودشیفته ها پیوسته تلاش میکند تا توجه را به سمت خودش معطوف کند، حتی اگر شده بهایش را دیگران بپردازند. آنها احساس می کنند که شایسته ی برخوردهای ”ویژه” از جانب دیگران هستند و اگر این انتظار محقق نشود، کاملا حق دارند که عصبانی بشوند. خودشیفته های ”آسیب پذیر” هم نیازمند این چنین اطمینان خاطر گرفتن ها هستند اما ناامنی هایشان تا این حد و بدین شکل آشکار بروز پیدا نمی کند. با این وجود آنها هم می توانند حق به جانب و استثمارگر باشند.

نیاز به گرفتن تاییدهایی که فرد در آن احساس می کند بزرگ است

اما آنها که خودشیفتگی شان به نحو ظریف تری بروز می کند چه؟ پژوهش های جدید پیرامون به-زیستی کسانی که نارسیسیم بالایی دارند کمک می کند تا بتوانید آن ها را از میان جمع شناسایی کنید.

روان‌شناسان اغلب خودشیفتگی را صفت شخصیتی می دانند که شما با آن به دنیا می آیید، زندگی می کنید و از دنیا می روید، در حالیکه اکثر طول عمر خود را به کسب توجه گذارنده اید. میراندا گیاکومین و کریستن جردن از دانشگاه ویلفرد لاوری تصمیم گرفتند تا  ”سطح” خودشیفتگی یا خودشیفتگی عده ای را در طول یک روز آزمون کنند. پس از مشاهده ی نوسان های قابل توجه در نمره ی خودشیفتگی یک عده آزمودنی، آنها اینطور نتیجه گرفتند که شرایط می تواند گرایش های خودشیفتگی افراد را تشدید یا کاهش دهد. اگر شما خودشیفتگی بالایی داشته باشید اما شاهد رنج کشیدن انسان دیگری باشید، ممکن است در آن روز بیشتر همدل باشید.

گیاکومین و جردن بر این باورند که یکی از عوامل اثرگذار یا شاید منعکس کنند هی تغییرات در میزان خودشیفتگی یک فرد، احساس به-زیستی درونی فرد است. این امر می تواند دو سویه باشد. یک روز که احساس خوبی  دارید، اعتماد به نفس تان هم بالاتر است و شما به احتمال بیشتری اظهاراتی که شما در آن بزرگتر دیده و والاتر دیده می شوید را تایید کنید. در مقابل، زمان هایی که قدری حس ناراحت و پایین دارید، شما می توانید  به خودشیفته ی درون تان پناه ببرید.

narcissistic-personality-disorder-symptoms

خودشیفته ها هیچ فرصتی برای تماشای زیبایی خود را از دست نمی دهند

چهارده روز تمام تیم تحقیق تلاش کردند تا میزان خودشیفتگی افراد را اندازه بگیرند و بجای پرسیدن سوال های کلی، مرجعی که با توجه به آن می بایست به سوال ها پاسخ داده شود ”همین الان ” بود. آزمودنی ها در اعتماد به نفس، رضایت از زندگی، عواطف و خودشیفتگی روانه شان رتبه بندی شدند. همگام با پژوهش های پیشین، ۲۵ درصد نوسان در میزان خودشیفتگی روانه یافت شد. باز هم همگام با بررسی های قبلی، کسانی که رتبه ی بالایی در خودشیفتگی روزانه داشتند همچنین در مجموع رضایت بیشتری هم داشتند.

بر خلاف پیشبینی ها، روزهایی که آزمودنی ها رتبه ی بالاتری در خودشیفتگی داشتند، نمره ی بیشتری هم در عواطف منفی و خصوصاً خشم داشتند. پژوهشگران اینطور استنباط کردند که ”خودشیفته ها وقتی که تصور مثبت از خودشان با تهدید مواجه می شود، واکنش های پرخاشگرانه و خشن از خود نشان می دهند. به بیان دیگر، وقتی که کسی در طول روز نمره ی خودشیفتگی بالاتری دارد، بیشتر احساس می کند که به او اهانت شده و بیشتر ممکن است از کوره در برود.

یافته ی کلیدی دیگر این بود که در روزی که فرد خودشیفتگی بالاتری دارد، احتمالا اعتماد به نفس بالایی ندارد، اما در مجموع احساس خوبی نسبت به خودش دارد. ممکن است که میزان خودشیفتکی افراد بیش از آنکه متاثر از خود-پنداره شان باشد، تحت تاثیر زندگی عاطفی شان باشد. خشم، عذاب وجدان و ترس می تواند ماشه چکان نیاز به حفاظت از خود باشد و هر قدر شما احساس کنید که به شما بیشتر اهانت شده، بیشتر خودخواه و منیپولیتیو خواهید شد.

بیایید ببینیم که چطور می شود با توجه به این نوسان ها، دریافت کسی خودشیفته است یا خیر

narciss

نارسیس، شیفته ی تماشای بازتاب تصویر خود در آب شد

یک)  وقتی که احساس می کند با او نامناسب برخورد شده، واکنش های خشن از خود نشان می هد.

وقتی که افراد احساس خودشیفتگی دارند، نسبت به طرد شدن و انتقاد شنیدن حساس تر هستند. یعنی آنکه اگر از کسی که خودشیفته است انتفاد کنید، به احتمال بیشتری او با سوء تعبیر حرف شما را خواهد فهمید.

دو ) به دلیلی که نمی دانید چرا، اعصاب شما را خورد کند.

احساس خشمی که افراد تجربه می کند می تواند در تعامل با دیگران درز پیدا کنید. به طریقی با شما مخالفت می شود و نمی دانید که چرا، و در نهایت متوجه می شوید که صرفاً قصد مخالفت وجود دارد

سه)  احساس نمی کنند که آنها هم مشمول قوانین می شوند و به طرق مختلف اندکی قوانین را زیر پا می گذارند.

یکی از ویژگی های خودشیفته ها این است که احساس محق و حق به جانب دارند و بهمین جهت تصور میکنند که نمی بایست از قوانین خانه، رابطه و محیط کار تبعیت کنند. شما نمی توانید این ویژگی را به شکل روشن و مستقیم نشان دهید، چونکه آنها به نحو آشکار تلاش نمی کنند شما را کنترل کنند یا به چالش بکشند، اما همیشه طوری لغزش می کنند که نشان دهند از همه برتر هستند. برای مثال از همکارتان می خواهید که روزهای تعطیل اش را بر روی تقویم برای شما یادداشت کند و او ”فراموش”می کند اینکار را انجام دهد. یا مثلاً پارتنرتان دستمال توالت را مصرف می کند اما فراموش می کند که دستمال تازه ای جایگزینش کند.

چهار)  چندان به نصیحت گوش نمی کنند، اگر که اصلاً گوش شنوایی داشته باشند.

وقتی که افراد احساس می کنند از همه برتر هستند، به راحتی نصیحت پذیر نیستند. انگار که نمی توانند یادبگیرند چیزی که باید چک کنند را چک کنند یا اشتباهی که مرتکب شده اند را درست کنند. ممکن است مدام از شما درخواست راهنمایی کنند اما آنها را انجام ندهند.

پنج )  قرارها و برنامه ها را بدون دلیل بخصوصی پالا و پایین کنند.

با هم قرار گذاشته اید که بروید کافه و قهوه بنوشید و دوست یا همکارتان درست دقیقه ی نود به شما اطلاع میدهد که نمی توانند به این قرار برسند. از شما می خواهند که یک زمان جدیدی را با هم هماهنگ کنید، خصوصاً وقتی که شما زمان کمی دارید تا بتوانید خودتان را هماهنگ کنید. این راه آزار دهنده و خسته کننده ای ست که افراد خودشیفتگی شان را بوسیله ی آن بروز می دهند.

شش) با حروف بزرگ ارتباط برقرار می کنند.

مثل حالتی که کپس لاک کیبود روشن است، افراد با خودشیفتگی بالا، تلاش می کنند در لحظه توجه ی شما را به خودشان معطوف کنند. چون روی عواطف شان اثر می گذارد، احساس می کنند که شما باید فوراً به آنها جواب دهید. وقتی که رو در رو دارید با آنها صحبت می کنید، احساس می کنید که اگر بنا بود بجای حضوری در تلگرام یا واتس اپ با هم صحبت کنید، احتمالاً همه ی حرف ها با حروف درست نوشته می شد با کلی علامت تعجب در مابین اش.

زندگی یا کار با افراد خودشیفته بدون شک سخت و دشوار است. دانستن دلیلی که خودشیفتگی یک فرد بروز پیدا میکند، می تواند کمک کند تا بتوانیم با آنها بهتر تعامل کنیم و با تغییر تعاملی که با هم داریم، آن ها هم بتوانند بهتر برخورد کنند.